جمعه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۵

استفاده از تکنولوژی، در فضای دموکراتيک، با مشی واپسگرا!

شک نکنيد که همه‌چيزمان، به همه‌چيزمان می‌آيد؛ به جان عزيزتان بدجوری هم سِت است! عضو فرهنگ عقب‌افتاده، هيچ فرصتی را برای اثبات واپسمانده‌گی خود از دست نمی‌دهد...
بعضی - شاید بهتر است گفت بسياری- از قطعه‌فيلم‌های فارسی را که در You Tube گذاشته‌اند، به نشانی وبلاگ يا سايت خود مزیّن فرموده‌اند. يعنی وقتی فيلم شروع می‌شود، اوّل از همه آدرس تارنمای شخصی که فيلم را روی سايت گذاشته می‌آيد تا تبليغی باشد برای خودش. تو گويی پدر طرفِ مربوطه فيلم را توليد کرده است! کاری هم به حق کپی‌رايت و جعل تاریخ ندارند که مثلاً فردا کسی که به اين فيلم مراجعه می‌کند، نتواند تشخيص دهد که واقعاً اين فيلم چطور و در کجا توليد شده. گور بابای همه‌ی اين‌ها...
خلاصه جريان فرصت‌طلبی است ديگر. قضيه، قضيه‌ی نادان‌فرض‌کردن ديگران است با يک فرق آشکار: خود طرف از همه نادان‌تر است، برای این‌که ديگران را نادان فرض کرده و خودش را عقل کل. ياد داستان تیمارستان می‌افتم که یکی از بيماران خودش را به‌جای دکتر جا می‌زند و تا مدّتی بازديد‌کنندگان را سر کار می‌گذارد، بعد معلوم می‌شود که خودش از باقی مجانين بیمارتر است!

۱ نظر:

pouyan گفت...

مجید جان! نکته تلخ این جاست مادامیکه سیستمی نباشد تا فشاری وارد کند انسان ولنگ و وازی خودش را خواهد داشت حال چه ایرانی باشد چه از ممالک پیشرفته. درست است که باید گفت و نوشت ولی نتیجه بیشتر از بهبود سیستم حاصل می شود.
اجرای یک کپی رایت سفت و سخت تاثیرش در متمدن کردن ما خیلی بیشتر است تا همت خودمان