عجيب اصرار دارند بعضی از اهل ادبیات که لغت نامأنوس "ژانر" را فلفل-نمک دستپختشان بکنند؛ واژهای فرانسوی که حتا در فارسی نمیشود آنرا درست تلفظّ کرد؟ ايرادی دارد اگر به جای آن "سبک"، "فرم"، "گونه"، "شاخه" و از اين دست واژههای "خودی" -بسته به جايگاه کلمه در متن- استفاده کنیم؟ چيزی از سوادمان کم میشود؟ لابد!
تاریخ استفاده از واژههای غربی که بار مفهومی دارند میرسد به دورهی ناصرالدّينشاه. شايد هم کمی عقبتر که من اطلاعی ندارم. البته آنموقع زبان فارسی جايگزینی برایشان نداشت و خب اهل فکر چارهای نداشتند. امّا امروز به نظرم وضع کمی فرق بکند...
استفاده از لغتهای غربی در نوشتهها و قطارکردن نام کتابهایی که اغلب لایشان هم باز نشده پای تحقیقها، نوعی فخرفروشی و تظاهر بيش نيست. يکجور لاپوشانی بیسوادیست. به قول گفتنی، طرف که پای استدلالش چوبین است و قلمش زور چندانی ندارد، دست به دامن اينقبيل ترفندها میشود. ذکر منبع برای نوشته البته خوب است و حتا لازم است، امّا تکرارکردن یک منبع در سراسر نوشته از همان جنس است که عرض شد.
تاریخ استفاده از واژههای غربی که بار مفهومی دارند میرسد به دورهی ناصرالدّينشاه. شايد هم کمی عقبتر که من اطلاعی ندارم. البته آنموقع زبان فارسی جايگزینی برایشان نداشت و خب اهل فکر چارهای نداشتند. امّا امروز به نظرم وضع کمی فرق بکند...
استفاده از لغتهای غربی در نوشتهها و قطارکردن نام کتابهایی که اغلب لایشان هم باز نشده پای تحقیقها، نوعی فخرفروشی و تظاهر بيش نيست. يکجور لاپوشانی بیسوادیست. به قول گفتنی، طرف که پای استدلالش چوبین است و قلمش زور چندانی ندارد، دست به دامن اينقبيل ترفندها میشود. ذکر منبع برای نوشته البته خوب است و حتا لازم است، امّا تکرارکردن یک منبع در سراسر نوشته از همان جنس است که عرض شد.
