پنجشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۸۶

خوردی؟ نوش جان!

"رنجنامه"ی حسین درخشان را که خواندم دلم ریش شد برایش! چقدر این بچه مظلوم است... چقدر مهربان است... چقدر شریف و دوست‌داشتنی است...

امّا خودمانیم، انگار بالاخره یکی پیدا شد که به این فرد هرزه‌درا و به‌معنای واقعی کلمه بی‌پرنسیب یک تودهنی جانانه بزند. واقعاً موقع‌اش بود. دست‌وپنجه‌اش درد نکند!

برای خالی‌نبودن عريضه:
در زندگی واقعی که ویلان بود، در اينترنت هم آواره شد! حالا شده است هُم‌لِس به توان دو:)

۴ نظر:

آشیل گفت...

مجید عزیز بلاگ نیوز به مطلب قبلی شما لینک داد . امید دارم دوست شما همسر مناسبی را با کمک شما بیابد .
به سبزی

ناشناس گفت...

خيلي ساده هستي دوست گرامي
درخشان خودش صفحهء اول وبلاگش را برداشته تا مظلومنمايي کنه
همهء نوشته سر جاشه
http://i.hoder.com/archives/2007/03/070329_015899.shtml
اينقدر ابله است که نگفته رسوا ميشه این صفحه را بذاره لااقل توی درفت!!!

مجيد زهری گفت...

عجب! پس قضیه این بوده؟
چه آدم معتبری:)

ناشناس گفت...

http://jadaleghalami.blogspot.com/
Please see that link it shows the reality of all bounds