یکشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۶

حکايت "وطن‌پرستان" و آن‌چه ايران‌اش ناميم

من اغلب در رفتار "وطن‌پرستان" دوگانه‌گی‌ای ديده‌ام که به رياکاری می‌زند. حرف اين است که در اين خارجِ کشور، کسانی که بی‌وقفه "وطن‌ وطن" می‌کنند، از اتفاق همان‌هايی هستند که کم‌ترین رفت‌و‌‌آمدی با ايرانيان ندارند. از قضا، بسياری‌شان با منِ نوعی که برخورد داشته‌اند، همان ابتدا -با اصرار- توصيه کرده‌اند که "از ايرانيان دوری کنم"!
نکته اين‌جاست که لابد ايران اين حضرات از سکنه خالی‌ست و قرار است از خارج آدم وارد کند!

ايران همين است که می‌بينيم و ايرانی‌ هم همين. اگر دوست‌اش داریم، همين که هست را بايد دوست داشته باشیم. خواست ما (بخوان تخيّل ما) واقعيتِ موجود را عوض نمی‌کند؛ از اتفاق، پذيرش ماست که گام نخست برای بهترسازی‌ست.

۵ نظر:

سام الدين ضيائی گفت...

جانا سخن از زبان ما می گويی...

Nafiseh Navabpour گفت...

کاملن موافقم. اتفاقن چند وقت پیش حرف همین بود که ما همینی هستیم که هستیم. حرف سر این بود که وقتی آشغال‌های خانه را به جای اینکه در سطل‌های تفکیک زباله‌ی سر کوچه بریزیم از پنجره‌ی طبقه‌ی چهارم پرت می‌کنیم وسط کوچه، این دیگر نه ربطی به دولت دارد و نه به سپاهی و لباس شخصی و نه حتی به دشمنان اسلام.

Ali گفت...

آقای زهری یک سوال از شما داشتم. اینهایی که این شب جمعه یک مشت دلار کانادایی را که میتوانند در یک شب تعطیلی با آن خیلی کار های سرگرم کننده و تفریحات مفید با دوست و خانواده و بچه هایشان دور هم انجام بدهند را دور میریزند و میروند و به صدای یک آدمی که موهایش را رنگ کرده و سیبیلهایش را هم تراشیده که خودش را سی سال جوانتر از سنش نشان بدهد و آهنگهای سی چهل سال پیش خودش را نصفه و نیم کاره با یک حنجره تمام شده به خورد مردم میدهد و برایشان بشکن میزند و قر کمر میریزد که یه دختر دارم شاه نداره، ... آیاشما این گروه هنوز از خواب بیدار نشده را هم جزو ایرانی ها حساب میکنید و اگر حساب میکنید آیا با آنها رفت و امد و معاشرت هم میکنید؟

مجيد زهری گفت...

ممنون سام جان.

نفیسه‌ی عزیز! چشم‌بستن بر واقعيت‌های جامعه (مثل همین که شما اشاره کردید)، بیگانه‌گی از اصل و فرار از اساس فرهنگِ جامعه است.

علی عزیز!
پیامت را می‌گیرم. من معتقدم هر کس هر طور که دوست دارد می‌تواند پول و وقتش را خرج کند. مگر ما چند سال قرار است در این جهان زندگی کنیم؟
و اما در ارتباط با "ایرانی‌بودن": من معتقدم هر کس که شناسنامه‌ی ایرانی دارد ایرانی است. هر کس هم که چند سال در ایران زندگی کرده و دوست دارد که به تابعیت ایران دربیاید (مثل افغانی‌ها و غیره)، مثل من و شما ایرانی است. ابداً به تفکرات نژادپرستانه‌‌ی اصالت‌گرا اعتقادی ندارم. این مرزهای تصنعی را ذهن باز باید درنوردد تا دنیایی انسانی‌تر داشته باشیم.

Winston گفت...

چه موجودات عجیبی هستیم ما ایرانیان