و سنگسار...

تقريباً همه از سنگسار شنيدهاند یا آنها که دلاش را داشتهاند، صحنههای آن را در اينترنت ديدهاند. با این وجود، تعداد بسيار اندکی هستند که خود در صحنه حضور داشته و از نزديک شاهد سنگسار انسانی بودهاند. شوربختی اينجاست که من يکی از آنها هستم!
سرنوشت اين بود که مراسم سنگسار زنی را از نزديک ببينم. البته تنها اين نبود: همخوابهی او را نيز پس از تحمل صد ضربه تازيانه، همانجا به دار آويختند.
هيچوقت دوست نداشتهام راجع به اين موضوع با کسی حرف بزنم، چه رسد به اينکه مکتوباش کنم، ولی پس از جريان اعدامهای اخير، ندايی از درون به من نهيب زد که شرح ماوقع -دقيقاً آنطور که خود نظاره کردهام- را بنويسم. شايد امشب يا فردا این کار را کردم.



1 پيام:
خیلی متاسفم. من هم یک بار صحنه هایی از فیلم آن را دیدم، و نمی خواستم باور کنم که چنین چیزهایی در ایران من اتفاق افتاده. دوست داشتم ایرانم را جور دیگری در ذهنم نگاه دارم. اما واقعیت، واقعیت است، و لازم است که گفته شود. با این همه جهل و عقب ماندگی، براستی باید چه کرد؟
ارسال يک نظر
>>> صفحهی اصلی