دو مشی متضاد در گفتوگو
1- بعضی بحث میکنند که فقط پرچانهگی کرده باشند. اين بعضی، بحث را به خاطر "نفس بحث" دوست دارند؛ نه موضوع بحث برایشان مهم است، نه زمان و نه طرف بحث؛ نقّاد همهکساند و هميشه ساز مخالف میزنند، حتّا زمانی که عين عقيدهی خود ایشان را بازگو کرده باشی. برای اين بعضی، معنی بحث مساوی "منکوبکردن" است: خوی استبدادی حريف میطلبد و حريف را در موضع ضعف مینشاند و لذّت میبرد، حال با چه وسيلهای و از چه راهی... هيچ مهم نيست! ... و سوء نيت متاعیست که تا بخواهيد در انبان دارند.
2- بعضی به عرصهی گفتوگو پا میگذارند که بيآموزند. آنان فارغ از برد يا باخت، در بحث جرقهای طلب میکنند که بزند و چرخ ذهنشان را به حرکت درآورد. از روی خصلت مثبتانديشی، آنان معتقد نيستند که هر بحثی لزوماً بايد به نتیجهی دلخواه -يا اصلاً به نتيجهای- برسد.
انسان گروه اوّل پر است از ترس و نفرت و امّا دوّمی آرام است و مهرورز. اوّلی شاخصهاش جمود ذهن است و دوّمی مصداق فراخانديشی.
هر کس بايد به داوری خود بنشيند که کجای اين معادله ايستاده است...
2- بعضی به عرصهی گفتوگو پا میگذارند که بيآموزند. آنان فارغ از برد يا باخت، در بحث جرقهای طلب میکنند که بزند و چرخ ذهنشان را به حرکت درآورد. از روی خصلت مثبتانديشی، آنان معتقد نيستند که هر بحثی لزوماً بايد به نتیجهی دلخواه -يا اصلاً به نتيجهای- برسد.
انسان گروه اوّل پر است از ترس و نفرت و امّا دوّمی آرام است و مهرورز. اوّلی شاخصهاش جمود ذهن است و دوّمی مصداق فراخانديشی.
هر کس بايد به داوری خود بنشيند که کجای اين معادله ايستاده است...
برچسبها: Cultural Criticism



0 پيام:
>>> صفحهی اصلی