جمعه، آذر ۱۷، ۱۳۸۵

جسته‌-گريخته درباره‌ی مهاجرت و پناهندگی (5)

"I, a stranger and afraid
In a world I never made"
A. E. Housman

گرفتاری اساسی شماری از مهاجرین "عدم تطبيق‌پذيری با محيط جديد" است. او مکان جدید را خانه‌ی نو خود نمی‌داند و بر اين باور پای می‌فشرد که به آن تعلّق ندارد. در مقابل، گمان می‌کند که محل نو نيز او را نمی‌پذيرد. چمدان‌های او پس از سال‌ها، هم‌چنان بسته مانده‌اند. او جسم‌اش در این‌جاست و تمام -يا بخش عمده‌ی ذهن و خيالش- در ديار محل تولّدش؛ او در هوای جديد نفس نمی‌کشد...
او انسانی‌ست زخم‌خورده که زخم‌اش را هيچ التيامی نيست. او احساس می‌کند که با پای خود نيامده... که به اين‌ سر دنيا "پرتاب" شده است.
او چه بخواهد چه نه، با دوری از اجتماع مبدأ، از فرهنگش نيز فاصله می‌گيرد و هر چه بگذرد، اين فاصله بيش‌تر و ژرف‌تر می‌شود تا جايی که روزی احساس می‌کند اصلاً زبان هموطنان داخل کشور را نمی‌فهمد، گو اين‌که از کلماتی مشابه استفاده می‌کنند! از ديگر سو، به سرزمين جديد نيز خو نکرده است. نتيجه اين‌که او انسانی می‌شود "ميان دو کرانه" و از هر سو رانده و مانده...

  • دیگر بخش‌های اين‌سری يادداشت: [يک][دو][سه][چهار]
  • ۴ نظر:

    ناشناس گفت...

    مجید دوست خوب
    بحث بسیارپیچیده ای را به میان آورده ای که به اعتقاد من مسائل پیچیده ای را نیز در بر میگیرد. اگرزمان به تو این فرصت را میدهد، از تو خواهشمندم که معنی "تطبیق پذیری" را شرح دهی.

    بیتا

    مجيد زهری گفت...

    حتماً بيتا جان.
    ضمناً در شماره‌ی سه همين مجموعه اشاره‌ای داشته‌ام به مسئله‌ی "تطبيق‌پذيری" که فرصت کردی نگاهی به آن بيانداز.

    reza Mirfakhraei گفت...

    آقای مجید ِ زُهَری ِ عزیز.. با سلام رضا میرفخرایی هستم ... سری زدم تا هم دیدار را با وبلاگ ِ همیشه پر بار ِ شما تازه کرده باشم و هم نگاه ِ تار نمای خود را به انتظار ِ کلیک های ِ شما بنشانم .... نوشتار را کوتاه میکنم و هم نشانی وب لاگ ّ اتاق ِفرمان را برایتان مینویسم و هم تار نمای ِ خود را ... شاد باشید و برقرار
    www.otaghfarmaan.persianblog.com
    www.rezamirfakhraei.com

    مجيد زهری گفت...

    رضای گل!
    حتماً وبلاگ مشترک تو و سياوش و تکين را در يادداشتی معرفی خواهم کرد.