
روشنفکری که فقط میپرسد، چيزی است در حد مزاحم و مدعیالعموم نظم و مکانيسم اجتماع! توصيهی سازنده اين است که روشنفکر بخواند، جستوجو کند و بیش از همهی اين کارها، خودانديشد. اين از همان جزم بنيادين انسان مايه میگيرد که هميشه "قضاوت" را بر "ادراک" ترجیح میدهد و چنين است که روشنفکر قصهی ما، خود را در مقام "معلّم اخلاق"، "آموزگار" یا "دادستان" جامعه مینشاند. روشنفکر تنها فردی است از افراد، نه بيش، با نقشی که دقيقاً مشخص نيست که چيست.