چه خیمهشببازی تهوعآوری است این بهاصطلاح "دموکراتیکسازی کشورهای اسلامی"! دارند آخرین اقمار ترقیخواهی (حال ناچیز یا کمرنگ، ولی واقعی) را منهدم میکنند، و به جایش عقبماندهترین بخش اجتماع -که طبعاً از لحاظ تعداد در اکثریتاند- را مینشانند. این روند، غالب کشورهای منطقه را خواهد بلعید.
وقتی شاه در پاسخ به تاریخ میگوید "شرکتهای نفتی و بازار و بورس جهانی من را از اریکهی حکومت پایین انداختند" (نقل به مضمون)، ممکن است حس "تئوری توطئه" مخاطب را بگیرد، ولی این حرف چندان هم بیراه نیست. تا آنجایی که من اطلاع دارم، بیش از نود درصد بازار بورس جهانی در قلمرو کشورهای غربی و صنعتی میگردد، مثل آمریکا، اروپا و... آنچه بهواقع خارج از مرز آنهاست، نفت خاورمیانه است؛ نزدیک به چهل درصد از ذخائر کل جهان. کنترلنداشتن بازار جهانی بر نفت -که در واقع مثل طلا بایستی یکی از باثباتترین شاخصههای بورس باشد- به معنای فاجعه است. حال تصور کنید کسی خارج از این گود سروکلهاش پیدا شود و اوپک راه بیاندازد و بخواهد در بورس خودش تعیینکننده باشد... و بالاخره سازی بزند که از لحاظ اقتصاد جهانی تا بخواهید خارج است!
نوسانات نفت در بازار سهام جهانی چیزی نیست که بشود از آن گذشت. جهان غرب میداند که ممالک بیثبات و جوامع مستاصل را خیلی بهتر میشود کنترل کرد، برای اینکه آنها منابع خود را از روی احتیاج و به هر قیمتی میفروشند و توان تصمیمگیری عمده ندارند. این سیاستی است که در چهلسال گذشته در دستور کار لیبرالیسم غربی قرار گرفته است؛ با پشتوانهی جهانگرایی بورس.
تنها بحث نفت نیست؛ موضوع اصلی بهواقع "بردهداری نوین" است که کارتلهای جهانوطن و تکمدار مثل Bilderberg در پی ایجاد آن هستند. فلسفهشان هم این است: ساخت حکومتی جهانی و در کل تسخیر جهان نیازمند ایجاد بیثباتی در خارج از قلمرو خود و از آن سمت، ناآگاه نگهداشتن و مشغولکردن مردم داخل قلمرو خود است.
در این باره میشود بیشتر نوشت... که شاید در فرصتی دیگر.
وقتی شاه در پاسخ به تاریخ میگوید "شرکتهای نفتی و بازار و بورس جهانی من را از اریکهی حکومت پایین انداختند" (نقل به مضمون)، ممکن است حس "تئوری توطئه" مخاطب را بگیرد، ولی این حرف چندان هم بیراه نیست. تا آنجایی که من اطلاع دارم، بیش از نود درصد بازار بورس جهانی در قلمرو کشورهای غربی و صنعتی میگردد، مثل آمریکا، اروپا و... آنچه بهواقع خارج از مرز آنهاست، نفت خاورمیانه است؛ نزدیک به چهل درصد از ذخائر کل جهان. کنترلنداشتن بازار جهانی بر نفت -که در واقع مثل طلا بایستی یکی از باثباتترین شاخصههای بورس باشد- به معنای فاجعه است. حال تصور کنید کسی خارج از این گود سروکلهاش پیدا شود و اوپک راه بیاندازد و بخواهد در بورس خودش تعیینکننده باشد... و بالاخره سازی بزند که از لحاظ اقتصاد جهانی تا بخواهید خارج است!
نوسانات نفت در بازار سهام جهانی چیزی نیست که بشود از آن گذشت. جهان غرب میداند که ممالک بیثبات و جوامع مستاصل را خیلی بهتر میشود کنترل کرد، برای اینکه آنها منابع خود را از روی احتیاج و به هر قیمتی میفروشند و توان تصمیمگیری عمده ندارند. این سیاستی است که در چهلسال گذشته در دستور کار لیبرالیسم غربی قرار گرفته است؛ با پشتوانهی جهانگرایی بورس.
تنها بحث نفت نیست؛ موضوع اصلی بهواقع "بردهداری نوین" است که کارتلهای جهانوطن و تکمدار مثل Bilderberg در پی ایجاد آن هستند. فلسفهشان هم این است: ساخت حکومتی جهانی و در کل تسخیر جهان نیازمند ایجاد بیثباتی در خارج از قلمرو خود و از آن سمت، ناآگاه نگهداشتن و مشغولکردن مردم داخل قلمرو خود است.
در این باره میشود بیشتر نوشت... که شاید در فرصتی دیگر.