دوشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۸

حجاب چیزی نیست جز حقارت!

این عکس را در فیس‌بوک دیدم؛ اسد گذاشته بودش. این‌ها بچه‌هایی هستند که بعد از انقلاب، در همین ملک ورم‌کرده از "اسلام ناب محمدی" روییده‌اند. پوشاندنی نیست که شیوه‌ی "عادت‌دادن" -که حقنه‌کردن نوعی فکر از سوی سیستم به مردم است- در خیلی جاها عمل می‌کند (مثل سومالیایی‌هایی که با وجود داشتن کارت اقامت کشورهای متمدن غربی، باز دخترهای خود را به سفر "ختنه‌سران" خراب‌شده‌شان می‌برند!)، اما آن‌چه در ایران ما -که مخزن عظیم نیرو و فکر جوان است- می‌بینیم، پوشاندن گلِ رخ دختران و زنان ما در حجاب حکومتی عمل نمی‌تواند کرد.

در کانادا بحث بر این است که آیا پلیس و دیگر ادارات مرجع حق دارند در موارد لزوم، از زنان دفن‌شده در برقع اسلامی بخواهند که صورت‌شان را برای شناسایی هویت لحظه‌ای نشان بدهند. شما ببینید این بیچاره‌ها با این سیستم متمدنی که ساخته‌اند، در کشور خودشان، هنوز درگیر چه مشکلات مسخره‌ای هستند! مسخره‌تر از این پلیس‌های "سیک"ی هستند که به جای کلاه پلیس، عمامه‌ سرشان است...

این دنیایی که من می‌بینم، حالاحالاها کار دارد که به نقطه‌ای قابل قبول از شعور و فرهنگ برسد... اگر برسد. اما این دلیل نمی‌شود که آدم‌هایی مثل من و تو در مقابل آلودگی‌ها و حقارت‌هایی که به اسم "تفاوت فرهنگی" به خوردمان می‌دهند سکوت کنیم. آیا برای تفاوت فرهنگی نباید یک میانگین و حداقلی قائل شد؟

  • این یادداشت هم برای دوست نادیده‌ ف.م. سخن که جویای حال شده بود.

  • ۳ نظر:

    Winston گفت...

    اقای زهری به من ایمیل بزنید اگر ممکنه راجع به موضوعی (دعوت از استاد دانشگاه وسترن برای سخنرانی برای ایرانیان) باهاتون صحبت کنم. من ایمیل شما رو ندارم

    reihan گفت...

    maghaleye tasirgozari bood.

    مسعود گفت...

    سلام مجید جان
    من ازایران و از کرج تماس میگیرم
    آرزوی روزهای خوبی برایت دارم
    مجید خیلی دوست داشتم دلایل این هجمه شما را به حجات به دانم از شما به عنوان یک ساکن ینگه دنیا انتظار حرفهای لمپنی ندارم خوشحال میشوم سخنان خود را مستدل مطرح کنید
    با تشکر مسعود شریف لو