شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۹

آن‌چه دارد در تونس، مصر و... رخ می‌دهد!

چه خیمه‌شب‌بازی تهوع‌آوری است این به‌اصطلاح "دموکراتیک‌سازی کشورهای اسلامی"! دارند آخرین اقمار ترقی‌خواهی (حال ناچیز یا کمرنگ، ولی واقعی) را منهدم می‌کنند، و به جایش عقب‌مانده‌ترین بخش اجتماع -که طبعاً از لحاظ تعداد در اکثریت‌اند- را می‌نشانند. این روند، غالب کشورهای منطقه را خواهد بلعید.

وقتی شاه در پاسخ به تاریخ می‌گوید "شرکت‌های نفتی و بازار و بورس جهانی من را از اریکه‌ی حکومت پایین انداختند" (نقل به مضمون)، ممکن است حس "تئوری توطئه" مخاطب را ‌بگیرد، ولی این حرف چندان هم بی‌راه نیست. تا آن‌جایی که من اطلاع دارم، بیش از نود درصد بازار بورس جهانی در قلمرو کشورهای غربی و صنعتی می‌گردد، مثل آمریکا، اروپا و... آن‌چه به‌واقع خارج از مرز آن‌هاست، نفت خاورمیانه است؛ نزدیک به چهل درصد از ذخائر کل جهان. کنترل‌نداشتن بازار جهانی بر نفت -که در واقع مثل طلا بایستی یکی از باثبات‌ترین شاخصه‌های بورس باشد- به معنای فاجعه است. حال تصور کنید کسی خارج از این گود سروکله‌اش پیدا شود و اوپک راه بیاندازد و بخواهد در بورس خودش تعیین‌کننده باشد... و بالاخره سازی بزند که از لحاظ اقتصاد جهانی تا بخواهید خارج است!

نوسانات نفت در بازار سهام جهانی چیزی نیست که بشود از آن گذشت. جهان غرب می‌داند که ممالک بی‌ثبات و جوامع مستاصل را خیلی بهتر می‌شود کنترل کرد، برای این‌که آن‌ها منابع خود را از روی احتیاج و به هر قیمتی می‌فروشند و توان تصمیم‌گیری عمده ندارند. این سیاستی است که در چهل‌سال گذشته در دستور کار لیبرالیسم غربی قرار گرفته است؛ با پشتوانه‌ی جهان‌گرایی بورس.
تنها بحث نفت نیست؛ موضوع اصلی به‌واقع "برده‌داری نوین" است که کارتل‌های جهان‌وطن و تک‌‌مدار مثل Bilderberg در پی ایجاد آن‌ هستند. فلسفه‌شان هم این است: ساخت حکومتی جهانی و در کل تسخیر جهان نیازمند ایجاد بی‌ثباتی در خارج از قلمرو خود و از آن سمت، ناآگاه نگه‌داشتن و مشغول‌کردن مردم داخل قلمرو خود است.

در این باره می‌شود بیش‌تر نوشت... که شاید در فرصتی دیگر.

۸ نظر:

پ-الف گفت...

با کدام تحليل به اين نتيجه رسيديد که
"دارند آخرین اقمار ترقی‌خواهی (حال ناچیز یا کمرنگ، ولی واقعی) را منهدم می‌کنند، و به جایش عقب‌مانده‌ترین بخش اجتماع -که طبعاً از لحاظ تعداد در اکثریت‌اند- را می‌نشانند."

حال اينکه تجمعات در تونس را کانون وکلا ترتيب داد و در مصر هم روزنامه نگاران هسته اصلي بودند.
اگر حضور گسترده مردم شما را به اين نکته رسانده؛ مگر يک تحول نياز به حضور تمام اقشار مردم ندارد؟

نميدانم. شايد من منظور شما از جمله ي ابتدايي را متوجه نشدم.

مجيد زهری گفت...

پ-الف عزیز!
اگر به گفته‌ی شما تجمعات در تونس را "کانون وکلا" و در مصر "روزنامه‌نگاران" و از این دست گروه‌های انتلکتوئل و انجمن‌های صنفی و مدنی ترتیب داده‌اند، پس طبعاً در دوران این "دیکتاتورها"، این‌گونه انجمن‌ها حق متولدشدن و حیات داشته‌اند؛ در دوران این "دیکتاتورها" آموزش عالی در حدی بوده که چنین قشری توانسته به‌وجود بیاید. این دقیقاً معنی همان جمله‌ی من است.


در یک کشور اسلامی در حال توسعه که دارد مسیر تغییر از زندگی قبل از مدرن به شهروندی را طی می‌کند، هم‌چنان موضوع حاشیه‌نشینان -که بخش عمده‌ای از جمعیت هستند و تا بخواهید مذهبی‌اند و در مقابل تغییر مقاوم، مسئله‌ای عمده است. در چنین کشوری، زیرساخت‌های دموکراتیک و مدنی نوبنیاد و شکننده‌اند یا اصلاً در حدی قابل اعتنا وجود ندارند. در کنارش، سیاست بورس جهانی است که در پی ایجاد به‌اصطلاح دموکراسی‌های بی‌ثبات در خاورمیانه است، تا مردم -به‌خاطر ضعف مدیریت و درگیری‌های داخلی- دیگر رنگ ترقی و پیشرفت را نبینند.
بر اساس این سه دلیل، در مصر و تونس نظام‌های مستحکم، کارآمد و مدرن روی کار نخواهد آمد.

موفق باشید.

پ-الف گفت...

اگر درست متوجه شده باشم، شما به آگاهسازي حاشيه نشينان قبل از هر انقلابي معتقديد.چرا که ممکن است همان دستاوردهاي کوچک ِدوران ديکتاتوري را هم نابود کند.
ولي مگر نه اينکه با به زير کشيدن يک نظام،آن گروه هاي مدني که در هسته اصلي بودند شانس بيشتري براي به قدرت رسيدن ميابند و مردم همچنان پشت سرشان قرار ميگيرند، نه پيش رويشان؟

پ.ن: درباره ي نظام بورس اطلاع دقيقي ندارم ولي اين تفکرات توطئه پندارانه ي چپگرا درباره ي نظام سرمايه داري را هم کاملن تاييد نميکنم.

رضا میرفخرایی گفت...

سلام!
با "برده داری نوین" بیشتر موافقم. این جریانات نفتی و تلاش برای به دست آوردن نفت بیشتر مثل یه نیرو و انرژی جانبی شده که انگیزه بلعیدن آدم های کوچیک توسط دهن گنده های شکم پاره و بالا میبره. کلا روزگار در پیتی شده و هیچوقتم قرار نیست بهتر بشه. دوستان بی فکر که روز به روز بی فکر تر و بی نظر تر میشن و "روشن فکران" عزیز هم از اونور بام مرتفع آزادگی با مغز افتادن پایین. موندن یه سری آدم های بیدار که کم کم از این بیداری بیمار میشن و از بین میرن و جهان میشه به کام کاسه لیسان.

برقرار باشید

چوبین گفت...

با درود
خاورمیانه (اسلامی) تا بحال دو مدل تغییر و تحول را آزمایش کرده است: مدل دموکراتی ( انقلابی ) ایران که بیش 95 درصد مردم به آقای خمینی رای دادند و مدل عراق که به کمک یک نیروی خارجی (امریکا) اکثریت شیعه به قدرت رسید. مدل اول( ایران) با پول نفت به قرون وسطی برگشت و مدل دوم (عراق) با بمب گذاری و فروختن نفت روزگار خود را سپری می کند. در تونس و مصر نه انقلاب شد و نه یک نیروی خارجی در تظاهرات دخالت کرد( مدل سوم یا مدل رفرم). در این دو کشور سازمان ها( وزارتخانه ها)متلاشی و نابود نشده اند ( برعکس ایران و عراق). هر دو کشور آفریقایی فقیر و به کمک غرب احتیاج دارند ( مانند ترکیه)و تا بحال نیز هیچ شعار ضد غربی شنیده نشده است. این امکان که مدل سوم ( تونس و مصر) کشور های اسلامی را از بن بست تاریخی نجات دهند و یک سیستم ترکیه ای برپا کنند زیاد است.

مجيد زهری گفت...

پ-الف عزیز، نگرانی شما در مورد «تفکرات توطئه پندارانه ي چپگرا درباره ي نظام سرمايه داري» را درک می‌کنم و اطمینان می‌دهم که این صفحه، از این‌گونه طرز فکر خالی است.
بورس جهانی در واقع تفکری اقتصادی و جهان‌وطن است و یکی از شرکای جدی آن هم سرمایه‌گذاران چینی (کشوری کمونیست) هستند. مشغله‌ی اصلی برای بورس، کنترل‌داشتن بر شاخصه‌های خود است و حضور رقیب اخلال‌گر در این "نظم" را تاب نمی‌آورد.

رضا میرفخرایی عزیز!
مدت‌ها بود که از تو بی‌خبر بودم. خوشحالم که سری زدی.

چوبین عزیز!
هر دوی ما در یک جبهه هستیم، با دو نوع نگرش متفاوت به این قضیه. عمیق من امیدوارانه طرفدار دیدگاه شماست، اما فکر من آن‌را رد می‌کند. این دوگانه‌گی دغدغه‌ی خیلی‌های‌مان در این روزهای بحرانی است.

موفق باشید.

پیام گفت...

این اقمار ترقی خواهی بسیار از نظر سیاسی و مالی فاسد بودند مردم برای اصلاح فسادشان چه باید می کردند؟

مجيد زهری گفت...

مردم؟! مردم -شامل اقشار و دیدگاه‌ها- یک شی هندسی نیست که بشود تعریف واحدی از آن به‌دست داد و خیلی کلی‌گویانه گفت "مردم" این را می‌خواهند و آن را نمی‌خواهند.
راه حل: تغییر گام‌به‌گام.