نکتهی جالب -و از جهتی ارزشمند- در قضيهی صدّام، نحوهی اعدام و برخورد با جنازهی او بود. به نظرم خيلی محترمانه با این مسائل برخورد شد. بدون حضور قدرت و دموکراسی در عراق فکر میکنيد چطور با صدّام و جنازهاش برخورد میشد؟
ما خودمان اگر بوديم چه میکرديم؟ کارنامهی انقلابیون ما که مشخص است: نمونهاش شورش 57 و برخورد با "ضد انقلاب کوردل". خيالتان تخت، عراقیها نيز دستِکمی از ما ندارند! باقی جهان سوّمیها هم.
قطعی نمیگويم امّا فکر میکنم: با وجود پايکوبیها در اعدام صدّام، باز در دم آخر تعصّب نتوانست بر ديسيپلين مدنی پيروز شود. ممکن است اين نظر چندان به مذاق مخالفان اعدام و اومانيستها خوش نيايد، امّا از جهتی میشود گفت عراق در اين موضوع خاص نشان داد که دارد مدنيت را تمرين میکند.
پینوشت:
اشتباه برداشت نشود: من با اساس اعدام موافق نيستم. مخالف هم نيستم. يعنی هنوز به نتيجهای قطعی در اين باره نرسيدهام که باورم شود. ضمناً فکر میکنم در مخالفت با اعدام، بر خلاف آنچه انسانگراها ادعا میکنند، هنوز استدلالهای منسجم و قابل قبولی ارائه نشده است. در اين باره قبلاً مفصل گفتوگو کردهايم.
ما خودمان اگر بوديم چه میکرديم؟ کارنامهی انقلابیون ما که مشخص است: نمونهاش شورش 57 و برخورد با "ضد انقلاب کوردل". خيالتان تخت، عراقیها نيز دستِکمی از ما ندارند! باقی جهان سوّمیها هم.
قطعی نمیگويم امّا فکر میکنم: با وجود پايکوبیها در اعدام صدّام، باز در دم آخر تعصّب نتوانست بر ديسيپلين مدنی پيروز شود. ممکن است اين نظر چندان به مذاق مخالفان اعدام و اومانيستها خوش نيايد، امّا از جهتی میشود گفت عراق در اين موضوع خاص نشان داد که دارد مدنيت را تمرين میکند.
پینوشت:
اشتباه برداشت نشود: من با اساس اعدام موافق نيستم. مخالف هم نيستم. يعنی هنوز به نتيجهای قطعی در اين باره نرسيدهام که باورم شود. ضمناً فکر میکنم در مخالفت با اعدام، بر خلاف آنچه انسانگراها ادعا میکنند، هنوز استدلالهای منسجم و قابل قبولی ارائه نشده است. در اين باره قبلاً مفصل گفتوگو کردهايم.