امشب زدم روی Drafts در قسمت Edit Posts که نوشتهای قديمی را -برای ويرايش و انتشار- پيدا کنم؛ اينقدر Drafts آمد که نگو! تعداد... شايد بيش از پنجاه تا. اینها سياهمشقهای من است؟ باورم نمیشود! اینهمه نوشتهی خمیرشده که اثر و وجودشان به خاک سپرده شده...
شايد به جای نام Drafts، قرنطينه مناسبتر باشد؟ شايد هم آرامگاه؟ نمیدانم!
موضوع نوشتهها چندرنگ بود. بعضی بهواسطهی موضوع خود مدّتها از تاریخ مصرفشان میگذشت... بعضی هم به زمان وابسته نبودند؛ بر زمان بودند. از خود پرسيدم: چرا پس نوشتهی قسم دوّم را تا به حال منتشر نکردهام؟ از باب دودلی؟ ترس؟ ناپختهگی نوشته؟ هر يک البته به دليلی.
چيزی که امّا دستگيرم شد اين بود که Draft انباری وبلاگ است. وبلاگ هم انباری دارد. بعضی از اين نوشتهها را اصلاً برای Draftشدن نوشتهام. نوشتهام که بماند تا کود شود؛ بماند که خودم فقط بخوانماش. حرفی باشد بين خودم و من... نه غير.
دايرهی بستهایست دنيای نوشتن...
شايد به جای نام Drafts، قرنطينه مناسبتر باشد؟ شايد هم آرامگاه؟ نمیدانم!
موضوع نوشتهها چندرنگ بود. بعضی بهواسطهی موضوع خود مدّتها از تاریخ مصرفشان میگذشت... بعضی هم به زمان وابسته نبودند؛ بر زمان بودند. از خود پرسيدم: چرا پس نوشتهی قسم دوّم را تا به حال منتشر نکردهام؟ از باب دودلی؟ ترس؟ ناپختهگی نوشته؟ هر يک البته به دليلی.
چيزی که امّا دستگيرم شد اين بود که Draft انباری وبلاگ است. وبلاگ هم انباری دارد. بعضی از اين نوشتهها را اصلاً برای Draftشدن نوشتهام. نوشتهام که بماند تا کود شود؛ بماند که خودم فقط بخوانماش. حرفی باشد بين خودم و من... نه غير.
دايرهی بستهایست دنيای نوشتن...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر