چهارشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۵

جنگ و حکايت درمانده‌گی ما...

ايران روزهای بدی را می‌گذراند، گرچه نيمه خوش‌بين ذهن‌مان می‌خواهد بگويد حمله نظامی به ايران گزينه‌ای ‌غيرممكن و نامعقول است، اما مگر جنگِ معقولانه هم داشته‌ايم؟ گرچه دل‌مان می‌خواهد تهديدهای جامعه بين‌الملل و در راس آن آمريكا را يک بازی ديپلماتيک بدانيم، اما مگر نگفته‌اند وقتی ديپلماسی تمام شود جنگ شروع می‌شود و مگر ما طی اين سال‌ها شاهد به‌بن‌بست‌رسيدن تدريجی ديپلماسی نبوده‌ايم؟ چه كسی می‌تواند با قاطعيت بگويد جنگ و حمله نظامی به ايران رويدادی نامحتمل و غيرممكن است...[جنگ فاتح بزرگ تاريخ؟، بازگشت ابدی - (تغيير آيين نگارش از من است)]
ترس از جنگ، از خود جنگ ويران‌گرتر است. اگر جنگ در لحظه بکشد، ترس‌اش همه‌ی لحظات انسان را مرگ می‌کند. ولی آيا می‌شود از جنگ نترسید؟
اين‌ روزها، موج دلهره را می‌بينی که از بسياری مقالات سرريز کرده است؛ بحث راجع‌ به حمله‌ی احتمالی آمریکا به ايران شده است مايه‌ی خيلی از نوشته‌ها. نوشته‌ی بالا را از همين جهت نمونه آوردم.
تحليل اين موضوع کار من نيست، امّا گفتن از آن تخصص نمی‌خواهد؛ دلی هراسيده می‌خواهد که در گرو ايران است...
دردی که در اين ساعت‌ها چون موريانه به ذهن من می‌زند، درد درماندگی مردم ماست. تو گویی جاده‌ی تقدير اين ملّت را طوری کوران در خود کشیده که هيچ‌چشم قادر به دیدن فرارو نيست! توان چاره‌انديشی همگی‌مان يخ بسته است. به‌راستی مردم ايران کجای اين معادله قرار می‌گيرند؟ تا چه حد می‌توانند برای آينده‌ی خود تصميم بگيرند؟ وقتی اميد این مردم بخشکد -که حالیا از آن کورسويی بيش نمانده-، چه کار از دست‌شان می‌آید جز لرزيدن به خود و دلهره کشيدن؟
نمی‌دانم...

۴ نظر:

ناشناخته ها گفت...

واقعا نمی دانم باید چه کرد. فقط به این نتیجه رسیده ام که هیچ بلایی در جهان مهیب تر و غم انگیز تر از رهبریت بی خرد و بی کفایت نیست

سام الدین ضیائی گفت...

و به راستی درمانده ایم چه بگوییم!چه باید کردش ییش کشمان! با اجازه لینک می دهم

سينا هدا گفت...

آيا از دست شما و من و ما كاري جز لرزيدن بر نمي‌آيد؟

مجيد زهری گفت...

تنها مشکل از رهبريت -يا نظام حاکم- نيست ناشناخته‌های عزیز. عنصر مردم را نباید فاکتور گرفت. اين‌قدرها هم بین نظام حاکم در یک کشور با مردمش فاصله نیست.

سام عزیز از لطف شما سپاسگزارم.

سينا عزیز!
خوشحال می‌شدم پيشنهاد مشخص شما را بدانم.

موفق باشید.