شنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۵

فراخوان: کميته فرزنديابی!

يادداشت‌های حميد را که خواندم [+-+] به جان شما دلم بدجوری ريش شد!‍ مگر می‌توانستم جلوی سيل اشک را بگيرم؟ دورافتادن اين پدر دردمند از فرزندان پراکنده‌اش در کره‌ی زمين، قلب هر انسان باوجدانی را به‌درد می‌آورد.
ما وبلاگ‌نويسان، به جای دست‌روی‌دست‌گذاشتن و سردادن شعارهای بی‌سروته حقوق بشری، بايستی هرچه زودتر وارد عمل شويم و از تمام نيروی خودمان برای شناسايی اين زبان‌بسته‌های آواره و بازگردان‌شان به آغوش گرم خانواده استفاده کنيم. البته يافتن اين بچه‌ها -به‌خاطر جمعيت‌ کثيرشان- چندان سخت نيست. کافی است در بنادر مختلف جهان، از مناطق اسکيمونشين قطبی گرفته تا باريکه‌راه‌های آبی آمازون و توابع و...، از همين آگهی‌های "کودک گمشده" پخش کنيم (البته با ذکر مشخصات و موقعيت زندگی-شغلی حميد) تا خود اين نوباوگان با پای خود، دسته‌دسته به خانه‌ی پدری کوچ کنند.
در آخر، از اين پدر پرتلاش و به معنای واقعی کلمه سخت‌کوش -که به‌راستی لقب "پدر ملّت" برازنده‌ی قامت‌ راستش است- تقاضامنديم مشخصات DNA خودش را منتشر کند تا ما وبلاگ‌نويسان نيز، در کنار ديگر فرزندان جهان، به وظيفه‌ی انسانی-خانوادگی خود که البته واجب کفایی‌ نيز هست، يعنی تست DNA مبادرت ورزيم. روزگار را چه ديديد؛ شايد ردّی از لشکر فرآورده‌های پدر، در ميان همين بلاگرهای غيور يافت شد... و چه زيبا گفته‌اند که: خوشا پدر و پسری که هر دو بلاگر باشند!

۷ نظر:

حمید/ میداف گفت...

مجید جان
هم‌اینک نیز که این سطور را می‌نویسم هنوز از خنده آرام نگرقته‌‌ام و به معنای کلمه از خنده دل‌درد گرفته‌ام. کم دیده بودم چنین شیرین، طنز و جدّ را قاطی کنی. من به‌سهم خود از کوششی که برای این فراخوان در پیش ‌گرفته‌ای سپاسگزارم و دعا می‌کنم خداوند برای انجام این عمل خیر، صد در این دنیا و هزار در آخرت تو راعطیه و اجر دهد!
نیز به سهم خود حاضرم مشخصات (دی - ان - آ )یم را منتشر کنم، منتها شرط کوچکی دارد: فرزندان احتمالی اگر پس از آزمایشرمربوطه به نتیجه مثبت رسیدند دست‌کم احترام پدر/ فرزندی را محترم بشمرند و این‌قدر توهین و فحش ‌بارم نکنند، مثل اون یکی که دوهفته پیش کرد! و گرنه به ولای علی عاق‌شان می‌کنم

کتایون گفت...

مجید گرامی،

ازقرار معلوم دست روی نکته بسیار حساسی گذارده اید، و نیشگونی طنز آگین از میداف محترم گرفته اید.
دست مریزاد

مهتاب گفت...

پيرو فرزند بازي دوستان ! وبلاگ ما به روز شد !

مهتاب گفت...

چرا كامنت دونيه بالا بسته ست ؟

ناشناس گفت...

سلام مجید عزیز خوبی؟
دو دلی را بگذار کنار و به کودکت خبرین برس.
من دارم به تو از این نصیحت ها می کنم خودم در کار غرق شده ام. بگذریم من هر کاری که می کنم آخر کار را به قصه هایم ختم می کنم
پایدار باشی

امي بلاگدوني گفت...

سلام به دوست عزيزم آقا مجيد گل...يه چند وقتي بود مي خوندم وبلاگت رو ...حالا كه وبلاگه منم راه افتاد درخواست ميكنم شما هم يه گوشه چشمي بيفكني و مارا سرفراز نموده از مطالب غني خويش برما عطا فرمايي...هه هه . باي

ناشناس گفت...

جناب ِ زهری!
چه بر سر ِ کتابخانه ی شما آمده است؟