دوشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۵

بخش عمده‌ی يکشنبه به گفت‌وگو با دوستانم راجع به خبرچين گذشت. صحبت‌ها خيلی اميدوارکننده بودند. به نظرم نااميدتر از همه من بودم! طبيعتاً بايد هم همين‌طور باشد. گرداندن يک کار جمعی آبرومند و باکيفيت تا بخواهيد زمان می‌برد. من تجربه‌اش کرده‌ام و دقيقاً می‌دانم که چيست. هر لحظه را بايد برای تروخشک‌کردن اين کودک بگذاری. شُل بيايی، وسط کار شَل می‌شوی!
به هر حال هنوز، "دودلی" کنار حياط، رخت‌هايش آويخته است...