دوشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۶

گاهاً!

بزرگ‌ترین خبطی که ابوالحسن نجفی در غلط ننويسيم مرتکب شده، و اتفاقاً در همان برگ‌های نخست، اين است که "گاهاً" غلط است، چه اسم فارسی را نبايد به تنوين عربی آراست. من می‌گويم اين دگم‌انديشی است و بس! با اين وصف، تکليف ما با مردمی که "خواهشاً" از زبان‌شان نمی‌افتد چيست؟ خلاصه که: زبانی که سراسرش التقاطی است، با اين‌گونه "فتواها" تصفيه نمی‌شود.

  • خاستگاه: [+]
  • ۵ نظر:

    Pejman گفت...

    فضولیه ولی بگذارید دستور زبان را اساتید زبان بنویسند

    Keivan گفت...

    با سلام؛
    به نظر بنده اصلا هدف تصفیه زبان به هر قیمت نباید باشد زیرا هر زبانی در دنیا مدام در حال تغییر می باشد و کلمات گوناگون و اثرات آنها از یکی وارد دیگری می شود منتها باید تا جایی که ممکن است اصالت زبان حفظ شود و کلماتی که در فارسی مترادف و جانشین "مناسب" با "تلفظ آسان" دارند به کار برده شوند.
    در این مورد هم به راحتی می توان "گاهی" را به جای "گاهاً" به کار برد.
    البته نباید نوش داروی پس از مرگ سهراب شود.برای نمونه در ایران پس از اینکه sms در ذهن و زبان ملت جا افتاده تازه فرهنگستانیان ما معادل "پیامک" را برای آن ساخته اند.آمدی جانم به قربانت ولی دیرآمدی!
    با تشکر
    کیوان
    km_bluesky@yahoo.com

    مجيد زهری گفت...

    "گاهی" حکايت خودش را دارد، "گاهاً" حکايت خودش را.
    خارج از موضوع: احساس من سر این قضایا می‌گوید که صاحب‌نظران ما در حوزه‌‌ی زبان، یک‌جور لجاجت دارند نسبت به قید. می‌خواهند هر طور شده از زبان فارسی حذف‌اش کنند. دلیلش را واقعاً نمی‌دانم که چیست! حضور قید در زبان -به باور منِ مصرف‌کننده‌ی اين زبان- یک از لزومات و زيبايی‌های آن است.

    عمو اروند گفت...

    متاسفانه نظر "اساتید" زبان فارسی در کشور ما آلوده به غرایز ایده‌ئولوِژیکی است.
    و دستور زبان ونگارش به شیوه‌ی زبان عربی را بر واقعیت‌ها ترجیح می‌دهند که زبان باید نوشته و خواندنش با هم بخواند و ذهن نوآموز را خسته نکند

    مجيد زهری گفت...

    تعبیر تأمل‌برانگيزی به‌کار بردید عمو جان.