یکشنبه، اسفند ۳۰، ۱۳۸۳

دوستی (بی‌شماره)

دوستی را باید ابراز کرد

دو متن با دو گونه طرز تلقی:

متن اوّل: قبول که بايد دوستی قلبی باشد، ولی در جای‌اش، بايستی دوستی خود را ابراز کرد. برای اين کار، موقعيّت‌های ويژه‌ای وجود دارد؛ مثلاً همين نوروز خودمان. من برای شماری از دوستان،‌ هر کس که در خاطرم بود، ايميل‌های تبريک فرستادم. به بعضی نيز که امکا‌ن‌اش بود تلفن کردم. بعضی‌ها اين پيغام‌ها را جواب دادند،‌ بعضی نيز اهميّتی ندادند. بی‌ترديد، در دوستی‌ام با آن‌ها که جواب ندادند تجديد نظر خواهم کرد. دوستی شوخی‌بردار نيست؛ بايستی واقعی و شفاف باشد. آن‌ها نيز که کامنت تبريک گذاشتند، حساب‌شان از آن‌ها که فقط موقع احتياج دوست آدم می‌شوند سواست. به عبارتی، درست در چنين موقعيّت‌هايی است که دوست واقعی خودش را نشان می‌دهد.

متن دوّم: قبول که بايد دوستی قلبی باشد، ولی در جای‌اش، بايستی دوستی خود را ابراز کرد. برای اين کار، موقعيّت‌های ويژه‌ای وجود دارد؛‌ مثلاً همين نوروز خودمان. من برای شماری از دوستان، هر کس که در خاطرم بود، ايميل‌های تبريک فرستادم. به بعضی نيز که امکان‌اش بود تلفن کردم. بعضی‌ها اين پيغام‌ها را جواب دادند، بعضی نيز جواب نداند. آن‌ها که جواب ندادند، لابد فرصت‌اش را نداشتند يا به هر حال نتوانستند. من شرايط آن‌ها را درک می‌کنم و دوستی‌شان هم‌چنان برايم مغتنم و باارزش است. کسانی نيز کامنت تبريک گذاشتند. از آنان سپاسگزارم،‌ ولی از آن‌هايی نيز که چنين نکردند توقعی ندارم و مثل قبل، دوست‌شان دارم.

شما، شمايی که اين دو متن -با دو طرز تلقی گوناگون- را خوانديد، در اين ايّام نوروز، کدام‌يک را با خواست قلبی‌تان نزديک‌تر يافتيد؟ دوست دارم هر کس با رجوع به ذهن و قلب خودش، نه اين‌جا بل‌که پيش خودش، به اين پرسش پاسخ بدهد.

۱۸ نظر:

Abdol-Qader Balouch گفت...

جناب زهری گرامی هر دو متن می تواند درست باشد. بستگی دارد که خود انسان چگونه احساسی دارد. با اینکه فرموده اید پیش خودمان جواب بدهیم من اینجا جواب دادم تا در این ایام لا اقل ستون نظرات گرم شود. گاهی اتفاق می افتد که ایمیل ها نمی رسد. مثلاً من ایمیلی برای خسن آقا فرستادم یکهفته بعد در وبلاگش خواندم که تمام ایمیلها بنا به دلایلی نمی رسیده. یا همین الآن به دلیل اینکه وبلاگ شبح و خسن آقا و زندی و شرتو نمی گذارد کامنت بگذارم نشده برای آنها در مواقعی که خواسته ام چیزی بنویسم. در خاتمه امید که جواب تبریکی که من فرستادم رسیده باشد با عذر خواهی ای که چون شما آنقدر وقت صرف نکرده بودم به دلیل مشکل کامپیوتری.

نا شناخته ها گفت...

دوست عزیز
دومی بهتر است.
و به هر حال در دوستی و دوست داشتن خود دوست دارنده است که سود اصلی را می برد، یعنی لذت دوستی و سخاوت. برای دل خوب است. بی وفا ها را ببخش.
سال خوبی داشته باشی

فرزاد گفت...

درود بر شما

خوشبختانه يا بد بختانه اين حقير در زمره افرادي هستم كه چنين نكردم و شما هم چنان نكرديد .
منظورم اينست كه نه شما اين حقير را دوست دانستيد و نه اينجانب حضرتعالي را . البته در دنياي اينترنت و از زماني كه حضرتعالي را ميشناسم ، صد البته به اين آشنائي افتخار دارم .

به هر حال ما جزء آن دسته ائي هستيم كه خوشبختانه بايد ما نيز كما في سابق دوست داشته باشيد . چون نه ايميلي گرفته ايم و نه ايميلي ارسال داشته ايم .

پيروز و خجسته باد نوروز باستاني بر شما و خانواده

مسعود برجيان گفت...

مجيد عزيز سلام.
فرا رسيدن نوروز باستاني و سبزپوشي طبيعت را به شما و خانواده محترمتان تبريك مي‌گويم.
اميد كه امسال، سالي پربار در همه زمينه‌ها باشد.
من البته در ضمير خويش متن دوم را صادقانه‌تر و واقعي‌تر يافتم. تا نظر ديگران چه باشد.
شاد زي

مجيد زهری گفت...

سلام
راست‌اش موقع نوشتن اين يادداشت، فراموشم شد که پيام‌گيرش را ببندم، چون دوست داشتم دوستان پيش خودشان و فقط به خودشان پاسخ بدهند. الآن که برگشتم ديدم چهار تن از دوستان پيام گذاشته‌اند و ...
حالا که تصميم دوستان بر اين شده که نظرشان را بگويند، من نظر خودم را می‌گذارم فردا می‌نويسم تا يک‌وقت به نظر ديگران جهت ندهد. تا به حال،‌ هر چهار نفر با متن دوّم موافق بوده‌اند؛ ببينيم کسی هم برای اوّلی پيدا می‌شود يا نه؟

نوروزتان پيروز، وبلاگ‌تان به روز! (اين را از ناصر کِش رفتم)

امیر گفت...

مجید جان؛ می دانی که من زیاد اهل کامنت گذاری نیستم (به ویژه این روزها..)ولی نوشته ات به اندازه ای جالب بود که نمی توان چیزی بر آن ننوشت. من فکر می کنم این مساله نسبی است و برای بسیاری از دوستانم راه اول و برای بسیاری دیگر از دوستانم راه دوم را پیش می گیرم.نوروزی شاد و پر از زیبایی را برای تو دوست نازنینم آرزو می کنم.امیر

ahoo گفت...

متن دوم با روحيه ي من سازگارتر است!

ناشناس گفت...

مجید جان ما را حسابی شرمنده کردی. اسد

Amir Hossein گفت...

مجید زهری عزیز اولآ سال جدید رو به شما تبریک میگم، امیدوارم سالی خوب توام با سلامتی داشته باشی...با متن دوم موافقم، ولی این اصلآ دلیل نمیشه که متن اول شامل درصد قلیلی نشه...امیدوارم موفق باشی...

سیامک گفت...

جناب زهری
نوروز بر شما فرخنده باد
امیدوارم در سال نو نیز همچنان پُر و پیمان بنویسید

Pejman Maghsoudi گفت...

درود آقای زهری. سال خوبی را برایتان آرزو می کنم. به امید روزی که نوروز را در ایران جشن بگیریم.

مجيد زهری گفت...

درود بر همه‌ی دوستان. نوروز، جشن باستانی و سنّت ملّی‌مان را به يکايک شما شادباش می‌گويم.
راست‌اش اگر من قرار بود مثل متن اوّل بی‌انديشيدم و عمل کنم که ديگر اين‌همه دوست خوب مثل شماها نداشتم؟ لازمه‌ی دوستی درک متقابل و بردباری و گذشت است که من تلاش می‌کنم خودم را به اين صفات نزديک نگه دارم.

قصدم از نوشتن متن اوّل اين بود که برحسب تجربه می‌دانستم بسياری چنين احساسی دارند، اما به دلايلی نمی‌خواهند يا نمی‌توانند آن‌را بيان کنند. بنابراين، کم نيستند کسانی که روحيه‌ی خود را به نخستين متن نزديک‌تر می‌بينند. خودم به‌شخصه با متن دوّم موافقم و تصوّر می‌کنم دوستی ساده به‌دست نمی‌آيد و ارزش‌اش بيش از اين‌ حرف‌هاست که آن‌را به خاطر نفرستادن يک پيام تبريک ناديده بگيريم.
هزار کارت تبريک فدای يک دوست!

سام ضيائی گفت...

زهری عزيز،متن اول چنان کوبنده بود که از ياد بردم ياسخ تبريکت را دادم يا نه!به خودم گفتم خب چاره ای نيست!منتظر می مانم،اگر تجديد نظر کرد که يعنی نفرستادم!بعد يک فکری می کنم!متن دوم آرامم کرد و اين کامنت را فرستادم!با آرزوی سالی به تر!حالا حرف دلت را بگو!خودت چه؟متن اول يا دوم؟!

حسن درويش پور گفت...

!مجيدعزيز
آري آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست.
!عيدت مبارک

پـرویـز گفت...

مـن گمانم بر این است که جز گروه نخست می‌باشم!

حميـرا گفت...

سلام مجید عزیز دوست خوبم
حست را کاملا می توانم بفهمم. آدمهایی هستند که تنها برای نیاز خود دوستی را سپاس می دارند. آدمهایی هم هستند که اگر کمکی هم نخواهند باز دوست و دوستی را سپاس می دارند.
اما آدمهایی هم هستند که هم در کمک و هم بی کمکی دوستی را سپاس می دارند.
اما از همه مهمتر آدمهایی هم هستند که در شرایطی قرار می گیرند که حتی خود را در شرایطی فراموش می کنند چه برسد دوستان خود را.
باری دوست خوبم غر ض از همه این حرفها این بود که گاه باید صبر را پیشه کرد و به دوستان شانس این را داد که در امتحانات بعدی قبول شوند .
قربانت حمیرا

هاله گفت...

سلام مجید جان. اول تبریک سال نو وامید به بهترین ها برای خودت و خانواده. دوم اینکه شخصا" بیشتر خودم رو در متن دومت میبینم چون خودم از گرفتارترین آدمهای روزگار هستم و گاهی واقعا" هر چه زور میزنم نمیرسم به وظایفم عمل کنم. به هر روی اهل گله گزاری نیستم چندان و در مقابل گله گزاری هم خیلی دشوار پاسخگو هستم.

شاد باشی مجید مهربان و دوست داشتنی

Mazdak گفت...

مجید کرامی! درودی چو سبزیِ سبزینه های بهاری، چو سُنبل، متن دوم دوستانه تر است.