اشارهای به مطلب مسعود نقرهکار
همانگونه که پيشبينی میشد، پيام کوتاه من در بارهی مطلب آقای مسعود نقرهکار، واکنش عصبی و غيرِ ادبی ايشان را بههمراه داشت. میخواستم نقدی به حرفهايش بنويسم، گفتم: "روزهای شاد نوروز است، به احترام سنّت نياکان ارجمندمان، کاماش را تلخ نکنم و ..."
بنابراين، بماند تا پايان جشنهای نوروزی.
ايام به کام!
بنابراين، بماند تا پايان جشنهای نوروزی.
ايام به کام!
برچسبها: جوابِ های



10 پيام:
آقا مجيد ايميل شما را نداشتم! هر چي هم در وبلاگ گشتم نديدم! براي همين همين جا عيد و فرا رسيدن سال ِ نو را به شما تبريك ميكويم!
اميدوارم سالي همراه با آزادي و بهروزي در پيش داشته باشيم
جالب است. تا قبل از خواندن اين پست بنده هم «تسويه حساب» را «تصفيه حساب» ميدانستم. ممنون.
آقای حسنعلی نمازی!
ياد دارم که استاد نفيسی، که از لحاظ احاطه به فرهنگ و ادب پارسی از برجستهترينهای دوران بود، در يکی از آثارش اين موضوع را مفصل به بحث مینشيند. کتاب را که يافتم، به شما معرفی خواهم کرد.
...
البته عيبِ اصلی آدمی چون نقرهکار، غلط املايی و کمسوادی در نگارش نيست (که ایکاش بود و به همين ختم میشد)؛ ايراد کار او -و ديگر ذوبشدهگان در ولايت عظمای مارکسيسم- فرای اين حرفهاست!
آقا سال نوي شما مبارک.
جهت اطلاع تان، آقای نقره کار دفعه اولشان نيست که با مخالفانشان اينطور برخورد می کنند. خیلی ها به ایشان تذکر داده اند که در بحث ها دست از برخوردهای استالينيستی بردارند،
خلاصه تعجب نکردم از برخورد این آقای مثلا روشنفکر!!
بدرستی گفتید که آقای نقره کار دنبال مطرح کردن خودش است. سابقه ایشان در همکاری با رژیم در اوایل انقلاب و رنگ عوض کردن بعدی شان گواه این واقعیت است. نداشتن پایه فکری استوار و منسجم از ایشان موجودی پرخاشگر و عصبی ساخته است.
نوروزتان پیروز.
دوست گرامی!
من در نظر ندارم که در نقد خود، سابقهی آقای مسعود نقرهکار را پيش بکشم. اگر اين کار را بکنم، پس چه فرقی بين من و امثال او هست؟
رفتار حال حاضر اين افراد به حدّ کافی گويا هست که ديگر نيازی به پيشکشيدن سابقهشان نباشد. مثلاً کافی است نگاهی به قماش "هواداران آقای مسعود نقرهکار" در پيامگير وبلاگی که لينکش در همين يادداشت ذکر شده بیاندازيد تا منظورم را متوجه شويد.
خلاصه کنم: فضای اينگونه وبلاگها و طرز بيان خود اين افراد، منعکسکنندهی مستقيم فضای فکریشان است و بیشک خوانندهی خردمند، سره را از ناسره باز میشناسد.
موفق باشيد.
آقای زهری عزيز سلام.
جناب مسعود نقره کار از زور خجالتزدگی شاهکارش را پاک کرد!! از طریق سایت گوگل آن یادداشت را پیدا کردم. برای اینکه فردا زير همه چيز نزند (اينها عادتشان است) با اجازه تان آن فحشنامه را اینجا کپی می کنم شاید در نقدی که می نویسید بدردتان خورد.
نوروزتان پيروز.
//////
"بچهمرشد" فاضل؟!
مسعود نقرهکار
من کبادهکش هیچ ادعایی در عرصه "درستنویسی" نبوده و نیستم. اگر کسی به من، چیزکی حتی، یاد بدهد دستبوساش خواهم شد، اما به شرط اَن که اَن کس هم چیزکی بداند و به غرضورزی "نوچه"وار و "بچهمرشد"گونه مبتلا و شهره نباشد، ویژگیهایی که در همین چند سطر پیام اَقای زهری اَشکارا خودنمایی میکنند. ایشان انتقاد من به نوشتهی جنگطلبانهی اَقای میرفطروس را بهانه کردهاند تا بیربط و بیدلیل پای مارکسیسم را به میان بکشند و بعد به غلط لیف و صابون "درستنویسی" به تن بنده بزنند تا البته حق "بچهمرشدی"اش را بگیرد. اَنان که با "کار"های اَقای زهری اَشنایند با این نوع برخوردها از سوی ایشان بیگانه نیستند، اما جا دارد که اَقای میرفطروس به جای تأیید این "خالهخرسههای" دوروبرش به اَنها تفهیم کند که جنبش روشنفکری و روشنگری ما ضربات مهلکی از روابط "مرید و مرادی"، "مرشد و بچهمرشدی" خورده است، و بهتر است مرادها و بچهمرشدهای دوروبرش دست از بازیهای تکراری و مضحک بردارند.
اَقای زهری گفتهاند من برای کسب شهرت به نقد نوشتهی میرفطروس دست زدم بی اَن که اشارهای به محتوای نقد و ایرادهای اَن داشته باشند، این روش و ادعای چندشاَور نشان از بیگانگی با اَزاداندیشی ست، نه جناب، عشق من به صلح و میهنم مرا واداشت اَن چند سطر را بنویسم. اما گیرم شما درست میگویید به من نشان بدهید کدام شهرت؟ شهرتی در کار نیست. باور بفرمایید اگر من به دنبال چنین کسب "شهرت"ای میبودم همچون شما به راه سادهتر "نوچه و بچهمرشد" شدن گام مینهادم!
//////
سلام مجدد.
اینهم کامنتی که شما گذاشته بودید و باعث فحاشی آقای نقره کار شده بود:
//////
من به آقای نقرهکار پيشنهاد میکنم قبل از نقرهداغشدنهای مارکسيستی و قبل از اينکه در صدد برآيند با ناسزاگويی به بزرگانی چون دکتر علی ميرفطروس کسب شهرت کنند، بروند چند روزی در نزديکترين کلاس زبان فارسی ثبت نام کنند تا لااقل "تسويه حساب" را به غلط "تصفيه حساب" ننويسند! به نظر میآيد که آقای نقرهکار روش برادر حاتم طائی را برای معروفشدن برگزيدهاند که البته در جای خودش انتخابیست!
/////
آقای حميد الف!
من نمیدانم که شما از روی حُسن نيت اين کار را کردهايد يا دليل ديگری داشته است، به هر حال، همانگونه که قبلاً هم گفتهام، من اهل درستکردن سابقه يا بهقولی پروندهسازی نيستم و اينرا از من نخواهيد. ضمناً وقتی خود آقای نقرهکار به اين نتيجه رسيده است که آن يادداشت سالم نبوده و عملش خطا بوده و به همين خاطر آنرا پاک کرده است، ديگر نياز به توضيح من يا شما ندارد.
پ.ن: مجبورم اين کامنت را ببندم، برای اينکه در چند روز گذشته، به اندازهی کافی فحاشیهای اين دار و دستهی "آزادانديش" را پاک کردهام که برای کل عمر وبلاگنويسیام کافی بوده است. اين آقايان با ناسزاگويی، "آزادانديشی"شان را کاملاً بر من و خوانندگان محترم اين صفحه ثابت کردند!
برای اين فضا و خوانندگانم بيش از آن ارزش قائلم که اجازه دهم اينگونه افراد زبالههای ذهنیشان را اينجا خالی کرده و به اين وسيله، ناراحتیهای روحیشان را در اين پيامگير تراپی کنند.
>>> صفحهی اصلی