دوشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۳

ورود وبلاگ‌شهر به فاز جديدی از حيات خود

آن‌چه که از دو روز پيش دغدغه‌ی ذهنی‌ام شده و مرا به خود مشغول داشته، ورود وبلاگ‌شهر فارسی به فاز جديدی از حيات خود بوده است. اگر تاکنون ما وبلاگ را رسانه‌ای نوشتاری می‌شناختيم، اينک کيفيت "گفتاری" نيز به آن اضافه شده است (راديو-بلاگ بلوچ نيز نشانه‌ای ديگر است). امروز بسياری از شخصيت‌های مجازی وبلاگ‌ها، در يک دگرديسی مثبت جان می‌گيرند و صدای‌شان به گوش‌ها می‌رسد. اين اتفاق نه تنها در راه ارتقای فرديت وبلاگنويسان گام می‌زند، نه تنها پديده‌ی نوپای وبلاگ فارسی را با تحوّلی سازنده روبرو می‌کند و به آن جذابيتی مضاعف می‌بخشد، بل‌که رسم فرهنگی-سياسی "تقيه" با شاخ‌وبرگ‌هايش (تقیه بیانی، اخلاقی...) -که سابقه‌ای بس طولانی دارد- را به عقب‌نشينی وا می‌دارد. خواننده را توجه می‌دهم که همين امروز،‌ بسياری از سياسی‌کاران ما در اپوزيسيون به‌طور کامل به شکلی مستعار و از لحاظ هويتی "زيرزمينی" زندگی می‌کنند و تنها نشانه‌ی حضور و وجود آن‌ها امضايی است که پای نوشته‌های‌شان به‌چشم می‌خورد! عدم حضور فيزيکی و زنده‌ی اين افراد، به واقع هويت اصلی‌شان را به سايه رانده و يا کاملاً ناپديد کرده است... و البته چنين خط‌مشی‌ و "گونه‌ی ارتباطی" هيچ استثنا نيست و هم‌امروز [متأسفانه] صاحب جايگاهی است در فرهنگ جاری ما.
به باور اين قلم، گذشتن وبلاگ‌شهر از راهروهای جديد -که يکی‌اش پريروز اتّفاق افتاد- به وزن و تأثيرگذاری آن خواهد افزود. بگذاريد يک گام پيش‌تر بروم: زنده‌شدن شخصيت‌های مجازی نمودِ آشکاری از دگرديسی پديده‌ی وبلاگ فارسی است که ورود اين پديده را به بخش ديگری از حيات خود نويد می‌دهد. حال بايستی نشست و ديد و سنجيد که اين حيات نو چه فرآورده‌ای (هايی) خواهد داشت.