آقای پارسا صائبی در نقد خود اين نگرانی را مطرح میکند که تکرار هفتگی جلسات پلتاک ممکن است آن را به وادی تکرار بکشاند و از آن سودمندی که مد نظر دوستان بوده است بکاهد. دغدغهی پارسا برای اکثر ما ملموس است. فقط در کنارش، اين نظر شخصی را اضافه میکنم که در ابتدای راه، برپايی جلسات هفتگی -به هدف معرفی و جاانداختن اين جلسات در جامعهی وبلاگشهر- تنها راه ممکن است. تا قضيهی "نشست جمعی وبلاگنويسان در پلتاک" برای همگان شناسايی شود و جايگاه ويژهی خود را بيابد، راهی جز استمرار هفتگی آن وجود ندارد. نيز بر اين گمانام که در طول سه سال گذشته، در ميان حجم وبلاگها، اينقدر حرفها بر هم تلنبار شدهاند که تا مدّتها خواهند توانست خوراک جلسات را تأمين کنند.
مسئلهی ديگر -و تا حدّی جدّیتر- اين است که جلسات پلتاکی هنوز راه خودش را بهدرستی نيافته است. وقتی دو-جلسهی نخست به تصميم تنها تعداد اندکی از وبلاگنويسان (از جمله خود من) و تا حدّی باعجله سازمان يابد، منطقاً نمیتواند منعکسکنندهی خواست تمامی وبلاگشهریها باشد (البته غير از اين هم چارهای نبوده است). در ضمن حتا در بين همين تعداد اندک هم اختلاف عقيده وجود دارد. مثلاً شماری بر اين باورند که دعوت از سياسيون و نويسندگان مشهور میتواند به پاگيری اين جلسات کمک شايان توجهی بکند. عدّهای ديگر در مقابل میگويند که اين افراد اصولاً ربطی به آسيبشناسی -و به قول گفتنی حرفِ دل وبلاگشهر- ندارند و ورودشان به صحنه تنها کار را از مسير اصلی خود خارج میکند (يعنی منحرف میکند). اين تازه اختلافِ نظریست که بين جمعی متشکل از تقريباً ده نفر بروز کرده است، حال حساباش را بکنيد که تنوع آرا، با حضور ديگران تا چه حد میتواند گستردهتر باشد. بنابراين، با حضور افراد و ورود نظرات نو به ميدان، خودبهخود کار در مسيری که بايد خواهد افتاد. حال شايد اين مسير با آنچه که بانيان اين جلسات در ابتدای کار مد نظر داشتهاند فاصلهای درخور نيز داشته باشد؟ اين نيز غيرقابل پيشبينی است و بايستی نشست و نظاره کرد...
مسئلهی ديگر -و تا حدّی جدّیتر- اين است که جلسات پلتاکی هنوز راه خودش را بهدرستی نيافته است. وقتی دو-جلسهی نخست به تصميم تنها تعداد اندکی از وبلاگنويسان (از جمله خود من) و تا حدّی باعجله سازمان يابد، منطقاً نمیتواند منعکسکنندهی خواست تمامی وبلاگشهریها باشد (البته غير از اين هم چارهای نبوده است). در ضمن حتا در بين همين تعداد اندک هم اختلاف عقيده وجود دارد. مثلاً شماری بر اين باورند که دعوت از سياسيون و نويسندگان مشهور میتواند به پاگيری اين جلسات کمک شايان توجهی بکند. عدّهای ديگر در مقابل میگويند که اين افراد اصولاً ربطی به آسيبشناسی -و به قول گفتنی حرفِ دل وبلاگشهر- ندارند و ورودشان به صحنه تنها کار را از مسير اصلی خود خارج میکند (يعنی منحرف میکند). اين تازه اختلافِ نظریست که بين جمعی متشکل از تقريباً ده نفر بروز کرده است، حال حساباش را بکنيد که تنوع آرا، با حضور ديگران تا چه حد میتواند گستردهتر باشد. بنابراين، با حضور افراد و ورود نظرات نو به ميدان، خودبهخود کار در مسيری که بايد خواهد افتاد. حال شايد اين مسير با آنچه که بانيان اين جلسات در ابتدای کار مد نظر داشتهاند فاصلهای درخور نيز داشته باشد؟ اين نيز غيرقابل پيشبينی است و بايستی نشست و نظاره کرد...