یکشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۳

گردهم‌آیی مجازی وبلاگ‌نویسان ایران در پالتاک

قضيه از اين قرار بود که آليوس ماکسيموس ديروز برايم آفلاين فرستاد که بيايم به اتاق "بلاگ‌ايران". اول دوريالی‌ام نی‌افتاد، بعد آنلاين که شدم دعوتنامه داد که بروم به اتاق... و وارد شدم. چند تا از بچه‌ها مشغول برنامه‌ريزی برای فردا بودند. خورشيد خانوم و سيلویا و ناصر خالديان و آليوس و يکی‌-دونفر ديگر. راجع‌به طول زمان حرف‌زدن هر نفر و بقيه چيزها بحث شد که من‌هم نظرم را گفتم. گذشت تا امروز...
حدود دوازده و نيم ظهر (به وقت شرق آمريکا) که وارد اتاق شدم، ۲۲ نفر قبل از من آن‌جا بودند. خيلی‌ها را می‌شناختم. اوّل‌اش جلسه‌ی معارفه بود و بعد علی‌رضا تمدّن موضوعات بحث را روی ميز گذاشت و سپس نظرها باريدن گرفت. من قصدم گزارش از جلسه نيست؛ خرده‌ريزها را بقيه‌ی بچه‌ها دقيق نوشته‌اند؛ کل نشست را نيز دو نفر کامل ضبط کردند تا بعداً روی نت قرار بگيرد.
نکات گوناگونی مطرح شد که هر کدام‌اش در جای خود مهم بود. طبيعی بود که فضای بحث‌ها مبتلا به پراکندگی باشد؛‌ جلسه‌ی معارفه هميشه همين‌طور است. گفت‌وگوها را در کل سازنده يافتم. به نظرم مهم‌ترين وجه اين جلسه اين بود که همگی با صدای بسياری از هم‌لاگی‌هامان آشنا شديم. حساب‌اش را بکنيد: مدّت‌ها نوشته‌های کسی را می‌خوانی و با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنی؛ صدای نويسنده‌ی آن يادداشت‌ها را که بشنوی، احساس عجيب جالبی -و گاه متضادی- به تو دست می‌دهد. برای مثال، صدا و لحن ناصر خالديان اصلاً به نوشته‌هايش نمی‌خورد! او در وبلاگش آدمی جدّی و تحليل‌گری موشکاف است،‌ امّا صدايش آرام و لحنش مظلوم می‌زند (خواستم ازش تعريف کنم ها!). خيلی‌های ديگر هم همين‌طور بودند؛‌ شايد خود من هم در نظر بعضی‌ها چنين جلوه کرده باشم.
خلاصه‌ که تجربه‌ی خوبی بود. دست دست‌اندرکاران و هر کس که شرکت کرد درد نکند. قرار شد اين جلسات مرتب برگزار شود. باز هم در خدمت دوستان خواهم بود.