در راستای «فراخوان برای مخالفت با مداخلهء آمریکا در ایران!»
هرچند با گسترش فرهنگ شفافیت جهانی و به کناری راندهشدنِ فرهنگِ "تقيه" و "دوپهلوگويی"، بسياری از اهل قلم شجاعت اخلاقی را "در گفتن" ملاک کار خويش قرار دادهاند، اما در کنارش، هنوز نيز بعضی هستند که در برابر "فاشگويی" مقاومت میکنند. به باور اين قلم، "نامهی سرگشاده به مردم آمريکا" که توسط شماری از اهل قلم و دانشگاهيان تنظيم شده، بيش و پيش از آنکه واقعيتی را بيان کند، واقعيت بزرگتری را ناديده میگيرد. اين واقعيت اين است: جمهوری اسلامی -با تمام قوا و با عجله- در پی دستيابی به بمب اتمی است. اگر چنين شود، فشار دنيا بر اين رژيم به حداقل خواهد رسيد و رژيم با آسودگی خيال فضای داخل کشور را ميليتاريزه خواهد کرد و شاهد تولّد وضعيتی چون کرهی شمالی خواهيم بود. اين يعنی فاجعهای که راهِ حلی برای حلاش وجود ندارد!
اينک جا دارد اين پرسش مطرح شود: آيا مخالفت با حملهی احتمالی آمريکا میتواند کاری از پيش ببرد؟ پاسخ به اين پرسش را با رجوع به عملکرد دوسال گذشتهی آمريکا میتوان دريافت. آمريکا در حمله به عراق، نهتنها به افکار عمومی جهان توجهی نکرد، بلکه حتا خواست اتحاديهی اروپا و سازمان ملل را نيز زير پا گذاشت.
پرسشی که متعاقب پرسش نخست مطرح میشود اين است: با علم به اينکه میدانيم اعتراض ما کاری از پيش نخواهد برد، چرا اين کار را میکنيم؟ يکی از دلايل عمدهی اين کار میتواند اعتقاد به اصلاحپذيری رژيم باشد. بعضی معتقدند که در ايران، روند اصلاحات به شکل لاکپشتی ادامه دارد و روزی به ثمر خواهد نشست. آنان معقتدند که تاريخ و خط سير جهان در تضاد با فضای جمهوری اسلامی است و بههر رو باعث تحوّل در اين رژيم خواهد گشت. امّا نکتهای که ايشان فراموش میکنند اين است که سيستم پراگماتيستی جمهوری اسلامی هم به خوبی به اين واقعيت واقف است و بنابراين، در صدد جلوگيری از آن است. تلاش برای دستيابی به سلاح اتمی دقيقاً در همين راستا انجام میشود و اگر انجام شود، ديگر فاتحهی اصلاحات را بايد خواند اگر اصلاحاتی وجود داشته باشد که به باور من ممکن نیست!
اکنون لازم است به اين پرسش هم پاسخ دهيم: با تمامی اين توضيحات، اينگونه اعتراضات و صرف انرژی چه تبعاتی خواهد داشت؟ به باور اين قلم، ضرر آن بيش از سودش است! يعنی، نخست مردم داخل ايران را از هدف اصلی -که برانداختن جمهوری اسلامی باشد- پرت میکند و نگاه آنان را متوجه آمريکايی میسازد که اصولاً اعتراض ما به او کارگر نيست. دوّم، برای جمهوری اسلامی وقت میخرد و موجب تسهيل در امر دستيابی به سلاح اتمی میشود. سوّم و طبعاً، برای آمريکا وقت میخرد و زمينه را برای حملهی احتمالی آماده میکند. توجه داشته باشيد، وقتی رژيم بدون اعتراضات داخلی و جهانی به کار خودش ادامه دهد، در تصميم آمريکا نيز تغييری ايجاد نخواهد شد.
بنابراين، پيشنهادم اين است که به جای هدردادن انرژی و وقتخريدن برای دو طرف، به کاری اساسی دست بزنيم که آن، درخواست از مردم جهان برای همياری ايرانيان به هدف براندازی هر چه زودتر جمهوری اسلامی است.
در همين رابطه، به قلم دکتر علی ميرفطروس
: «در حاشيهء نامهء سرگشاده...»
هرچند با گسترش فرهنگ شفافیت جهانی و به کناری راندهشدنِ فرهنگِ "تقيه" و "دوپهلوگويی"، بسياری از اهل قلم شجاعت اخلاقی را "در گفتن" ملاک کار خويش قرار دادهاند، اما در کنارش، هنوز نيز بعضی هستند که در برابر "فاشگويی" مقاومت میکنند. به باور اين قلم، "نامهی سرگشاده به مردم آمريکا" که توسط شماری از اهل قلم و دانشگاهيان تنظيم شده، بيش و پيش از آنکه واقعيتی را بيان کند، واقعيت بزرگتری را ناديده میگيرد. اين واقعيت اين است: جمهوری اسلامی -با تمام قوا و با عجله- در پی دستيابی به بمب اتمی است. اگر چنين شود، فشار دنيا بر اين رژيم به حداقل خواهد رسيد و رژيم با آسودگی خيال فضای داخل کشور را ميليتاريزه خواهد کرد و شاهد تولّد وضعيتی چون کرهی شمالی خواهيم بود. اين يعنی فاجعهای که راهِ حلی برای حلاش وجود ندارد!
اينک جا دارد اين پرسش مطرح شود: آيا مخالفت با حملهی احتمالی آمريکا میتواند کاری از پيش ببرد؟ پاسخ به اين پرسش را با رجوع به عملکرد دوسال گذشتهی آمريکا میتوان دريافت. آمريکا در حمله به عراق، نهتنها به افکار عمومی جهان توجهی نکرد، بلکه حتا خواست اتحاديهی اروپا و سازمان ملل را نيز زير پا گذاشت.
پرسشی که متعاقب پرسش نخست مطرح میشود اين است: با علم به اينکه میدانيم اعتراض ما کاری از پيش نخواهد برد، چرا اين کار را میکنيم؟ يکی از دلايل عمدهی اين کار میتواند اعتقاد به اصلاحپذيری رژيم باشد. بعضی معتقدند که در ايران، روند اصلاحات به شکل لاکپشتی ادامه دارد و روزی به ثمر خواهد نشست. آنان معقتدند که تاريخ و خط سير جهان در تضاد با فضای جمهوری اسلامی است و بههر رو باعث تحوّل در اين رژيم خواهد گشت. امّا نکتهای که ايشان فراموش میکنند اين است که سيستم پراگماتيستی جمهوری اسلامی هم به خوبی به اين واقعيت واقف است و بنابراين، در صدد جلوگيری از آن است. تلاش برای دستيابی به سلاح اتمی دقيقاً در همين راستا انجام میشود و اگر انجام شود، ديگر فاتحهی اصلاحات را بايد خواند اگر اصلاحاتی وجود داشته باشد که به باور من ممکن نیست!
اکنون لازم است به اين پرسش هم پاسخ دهيم: با تمامی اين توضيحات، اينگونه اعتراضات و صرف انرژی چه تبعاتی خواهد داشت؟ به باور اين قلم، ضرر آن بيش از سودش است! يعنی، نخست مردم داخل ايران را از هدف اصلی -که برانداختن جمهوری اسلامی باشد- پرت میکند و نگاه آنان را متوجه آمريکايی میسازد که اصولاً اعتراض ما به او کارگر نيست. دوّم، برای جمهوری اسلامی وقت میخرد و موجب تسهيل در امر دستيابی به سلاح اتمی میشود. سوّم و طبعاً، برای آمريکا وقت میخرد و زمينه را برای حملهی احتمالی آماده میکند. توجه داشته باشيد، وقتی رژيم بدون اعتراضات داخلی و جهانی به کار خودش ادامه دهد، در تصميم آمريکا نيز تغييری ايجاد نخواهد شد.
بنابراين، پيشنهادم اين است که به جای هدردادن انرژی و وقتخريدن برای دو طرف، به کاری اساسی دست بزنيم که آن، درخواست از مردم جهان برای همياری ايرانيان به هدف براندازی هر چه زودتر جمهوری اسلامی است.