جمعه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۳

کانون‌های قدرت در دنيای مجازی

نخستين بخش

دنيای مجازی -هم‌چون دنيای واقعی يا ديگر مجموعه‌ها- دارای کانون‌های قدرت است. گو اين‌که هدف از تشکيل يا نحوه‌ی شکل‌گيری اين کانون‌ها با يکديگر تفاوت دارد، ولی به هر رو، سربرآوردن‌شان ناگزير است. به همين خاطر، چه بخواهيم و چه نخواهيم، با چنين کانون‌هايی سروکار خواهيم داشت.
وقتی که کانون‌های قدرت در فضايی مشترک گردِ هم می‌آيند، از آن‌جا که از اثرات هم در امان نيستند و نمی‌توانند يکديگر را ناديده بگيرند، با هم ارتباط برقرار می‌کنند. نوع ارتباط کانون‌های قدرت در دنيای دموکراتيک با دنيايی که فرهنگ دموکراتيک در آن نهادينه نشده فرق دارد. برای مثال، موسسات اقتصادی در مهد کاپيتاليسم يعنی آمريکا، در فضای رقابتی تنگاتنگی قرار دارند، ولی از آن‌جا که سيستم قانونمند حدود مانور را برای آن‌ها مشخص کرده (که خود نيز البته پايه‌ای برای پی‌ريختن اين سيستم قانونمند بوده‌اند) و جملگی نقطه‌ی شروع و خاتمه و اهداف مشخصی دارند و دقيقاً همين عوامل است که آنان را به يکديگر زنجير کرده، نوع ارتباط‌شان به صورت "موازی" شكل می‌گيرد. ارتباط موازی ايجاب می‌کند که اين کانون‌ها وجود يکديگر را به رسميت بشناسند، با يکديگر همگرايی اقتصادی داشته باشند و حتا اگر به پايان خط رسيدند(ورشکستگی)، اين ورشکستی را خودآگاه بپذيرند. در مقابل، در فضای غير دموکراتيک، نوع ارتباط کانون‌ها به صورت "برخورد حذفی" است. ساموئل هانتينگتون در برخورد تمدّن‌ها به نکته‌ای بس مهم اشاره می‌کند: او اين اعتقاد را به‌ميان می‌کشد که اگر حمله‌ی فناتيک‌های اسلامی در يازده سپتامبر اتفاق نمی‌افتاد، اين جهان غرب بود که به‌زودی وادار به حمله به آن‌ها می‌شد، چرا که اين برخورد بين اين‌دو ناگزير بوده است. به همين خاطر، وقتی يکی از طرفين قواعد بازی را رعايت نمی‌کند، خود به خود طرف ديگر را به سمت برخورد سوق می‌دهد.

با توجه به اين مقدمه، در بخش بعدی به جدال اخير در وبلاگشهر می‌پردازيم که يک طرف آن حسين درخشان و طرف ديگر کانون وبلاگ‌نويسان ايران قرار داشت. در آن يادداشت، بی‌اعتنا به واژگان رد و بدل شده بين طرفين، ريشه‌يابانه و ماهيت‌شناسانه بررسی خواهيم کرد که چه عوامل درونی اين برخورد را پيش آوردند.

  • پيش‌درآمد همين يادداشت
  • : «زير پوست شهر مجازی...»