پنجشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۳

زير پوست شهر مجازی...

در لابلای راهروهای وبلاگستان يعنی زير پوست شهر مجازی، مسائل خفته‌‌ای وجود دارند که منتظر نيشتری برای سربازکردن هستند. برای مثال، بر روی آقای حسين درخشان حساسيت‌های بسياری وجود دارد که هر زمان فرصتی دست داده، آشکار شده است. اگر به جدالی که در ظاهر بانی‌اش آقای درخشان بوده نظری داشته باشيد و سپس بازتاب‌های فراوان آن را در کنار هم بچينيد، متوجه می‌شويد که آن يادداشت کوچک حسين درخشان نمی‌توانسته چنين بازتاب وسيعی بی‌آفريند. به‌عبارتی، يادداشت حسين درخشان چون نيشتری بوده که بر دُملی چرکين زده شده است. باز هم ساده‌تر بگويم: آن چند خط نوشته‌ی درخشان در آن حد برانگيزنده نبوده که فضا را چنين -بلافاصله- بر ضد او برآشوبد، چرا که مانند اين يادداشت را در وبلاگ‌های ديگر بسيار ديده‌ايم. پس با ديدی ريشه‌يابانه، بايستی بررسی کرد که چه سبب‌های قبلی و پس‌زمينه‌ای در شهر مجازی ما برای مخالفت با حسين درخشان وجود دارد.
اين‌که چرا اين حساسيت‌ها بر روی آقای درخشان وجود دارد را می‌شود نشست و تحليل کرد. بعضی از اين دلايل بی‌شک برای اغلب اعضای وبلاگشهر -و حتا خود او- آشنا هستند و بعضی نيز نيازمند بررسی و بازشدن‌اند. فرصتی دست داد، در يک کار جمعی چنين خواهيم کرد.

پی‌نوشت:
1- هرچند آوردن نام شخص خاصی در دايره‌ی تحليل خود حساسيت‌آفرين است، ولی در اين مورد خاص، ايجاب می‌کند که چنين باشد. بنابراين، قصد نشان‌دادن پيشينه‌ی آن شخص نيست که بی‌شک برای هيچ‌يک از ما چندان اهميتی ندارد، بل‌که مهم، ريشه‌يابی اين نکته است که چرا کسی به چنان مرتبه‌ای می‌رسد.
2- در راستای توضيح نخست، اگر بحث حسين درخشان پيش گرفته شود، به شخصيت و فرديت او هيچ اشاره‌ای نخواهد داشت؛ جايگاهی که او به‌دست آورده -در دايره‌ی بحث نظری "کانون قدرت"- مد نظر تحليل است.