یکشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۳

يک پيشنهاد به کانون ايرانيان در دانشگاه تورنتو

کانون ايرانيان دانشگاه تورنتو، تقريباً هر هفته ميزبان يکی از صاحب‌نظران -در زمينه‌های مختلف- است. اين ميهمانان، از کشورهای مختلف اغلب برای يک‌جلسه سخنرانی به تورنتو می‌آيند. تنوع مباحث و گوناگونی در انتخاب ميهمانان شايان توجه و البته ستودنی‌ست، ولی در کنارش، نکته‌ای که نبايستی از نظر دور داشت اين است که اين جلسات بازتابی شايسته و درخور توجه نمی‌يابند؛ در هر جلسه فقط چيزی حدود 40-50 نفر حضور دارند و با تداوم جلسات، عملاً سخنرانی‌های قبلی به دست فراموشی سپرده می‌شوند. يکی از راه‌های جلو‌گيری از اين مسئله، ثبت اينترنتی گزارش جلسات است.
با برپاکردن يک وبسايت يا وبلاگ، می‌توان گزارش رسمی جلسات را ثبت کرد. اين کار سه حُسن دارد: نخست، اصل جلسه فراموش نمی‌شود و هميشه قابل رجوع است، دوّم، با در اختيار عموم گذاردن اين جلسات در فضای اينترنت و در سطح جهانی، سخنرانی‌ها می‌توانند بازتابی درخور و به مراتب فراگيرتر از وضعيت کنونی داشته باشند و سوّم، ثبت جلسات -که از گوناگونی قابل توجهی برخوردارند- خود تمرين و گفتمانی‌ست در عرصه‌ی دموکراسی.
به هر رو، من شخصاً فکر می‌کنم که برگزارکنندگان جلسات سخنرانی در دانشگاه تورنتو، نيازمند يک تريبون رسمی هستند و اين خلأ احساس می‌شود. ايجاد اين تريبون به مثابه بهره‌وری و استفاده‌ی بهينه از اين جلسات -که با صرف وقت و هزينه‌ی قابل توجهی همراه است- خواهد بود و اين گفت‌وشنيدهای سازنده را ماندگار خواهد کرد.

پی‌نوشت:
بعد از انتشار اين مطلب، يکی از دوستان، آقای م. آشنا، لطف کردند و آن را برای اطلاع بقيه‌ی اعضا، به آدرس کانون ايرانيان دانشگاه تورنتو ايميل کردند. من البته از اين موضوع خبر نداشتم و از آقای م. آشنا تشکر می‌کنم. نکته‌ی عجيب و تا حدّی مضحک که بعد از آن پيش آمد، اظهارنظر برق‌آسای شخصی بود به نام بهمن کلباسی که ظاهراً ناراحتی‌اش از جای ديگری بوده است! اين شخص اوّل آمد با نام جعلی رضا کامنت گذاشت و بعد که متوجه شد فراموش کرده کوکی ايميل را پاک کند و ايميلش هم در کامنت افتاده، بلافاصله با نام خودش هم يک پيام گذاشت که مثلاً قبح قضيه را برطرف کند. لازم ديدم به ايشان پاسخی بدهم، با اين اميدواری که از اين پس، با حُسن‌نيت بيش‌تری با مسائل برخورد کند. ضمن نقل کامنت رضا (بهمن کلباسی) و بهمن (بهمن کلباسی)، پاسخ من را هم به ايشان می‌خوانيد:

one of the laws in Agora e-mail list regukated by IAUT is that people do not advertise their web logs on the list serve, please stop advertising your self.
Reza | Email | 02.13.05 - 2:05 pm | #

one of the laws in Agora e-mail list regulated by IAUT is that people do not advertise their web logs on the list serve.
Bahman | Email | 02.13.05 - 2:09 pm | #

جناب آقای بهمن کلباسی (رضای جعلی)!
پسرجان وقتی از نوشته‌ای عصبانی هستی و می‌خواهی با اسم جعلی (رضا) کامنت بگذاری، لااقل اوّل کوکی مربوطه را پاک کن تا آدرس ايميلت پای کامنت نيافتد و آبرويت نرود، تا بعدش مجبور نشوی با اسم اصلی خودت کامنت دوّم را بگذاری و بخواهی به قول معروف، قضيه را ماست‌مالی کنی! اين هم آی پی رضای جعلی و بهمن کلباسی اصلی که يکی است: 66.185.84.77
حالا که بهمن کلباسی خيلی دلش می‌خواهد مردم را نصيحت کند، لااقل برود اخلاق ياد بگيرد و دست از اين بازی‌های بچه‌گانه‌اش بردارد!
من نيازی به معرفی و تبليغ برای خودم ندارم. به اندازه‌ی کافی خوانده می‌شوم و اسم و رسم دارم که نخواهم از چنين راه‌هايی بهره ببرم. کسانی به اين وبلاگ سر می‌زنند که امثال بهمن کلباسی عکس‌شان را به ديوار اتاق‌شان آويزان می‌کنند! در واقع اين بهمن کلباسی است که دو سه بار لينک نوشته‌هايش را برای آگورا فرستاده تا مردم بيايند وبلاگ بی‌رونق‌اش را بخوانند (مثلاً تبليغ اين نوشته York University and attack on Students!!! مورخه‌ی Saturday, January 22, 2005). اگر بهمن کلباسی قبل از اهانت و تهمت‌زدن به آدرس ايميل فرستنده‌ی لينک نگاه می‌کرد، متوجه می‌شد که آن را دوست‌مان آقای "م. آشنا" فرستاده است که همه‌ی بچه‌ها ايشان را می‌شناسند. بنابراين به بهمن کلباسی توصيه می‌کنم از اين به بعد که خواست حرف بزند اوّل کمی در دهانش مزه‌مزه‌اش کند بعد بگويد!
در ثانی، به شخصی به نام بهمن کلباسی کم‌ترين ربطی ندارد که ديگران چه می‌کنند؛ او وکيل‌وصی آگورا نيست و بهتر است به کار خودش برسد!
مجيد زهری | Homepage | 02.13.05 - 2:15 pm | #