به نظر من -که آنرا بارها در همين صفحه مورد تأکيد قرار دادهام-، برای جلوگيری از حملهی احتمالی آمريکا که ظاهراً چندان هم بعيد به نظر نمیرسد، بايستی سمت فشار را به نظام جمهوری اسلامی برگرداند نه به آمريکا. دليلش خيلی روشن است: هيچ نيرويی نمیتواند جلوی آمريکا را بگيرد، نه نيروی نظامی ما، نه سياست اتحاديهی اروپا، نه سازمان ملل و نه حتا افکار عمومی جهانيان. ولی اگر جمهوری اسلامی دست از توليد سلاحهای کشتار جمعی و اتمی بردارد، سرکوبها را قطع کند و فضا را برای يک انتخابات دموکراتيک باز بگذارد، ديگر بهانهای برای حمله -عملاً- وجود نخواهد داشت.
کسانی که اين روزها شعار ضد جنگ میدهند و سايت ضد آمريکايی بهراه میاندازند، در واقع دارند در پيشگاه تاريخ از خود سلب مسئوليت میکنند و شايد نيز خود و مردم را گول میزنند. اينان میخواهند ده سال بعد بگويند "بله، ما بر ضد جنگ اقدام کرديم"، غافل از اينکه حرکت آنها تنها اتلاف وقت و انرژی، و از آن بدتر انحراف ذهن مردم از هدف اصلی بوده است. به همين خاطر، عجيب نيست که معتقد باشيم اينان طرفداران جمهوری اسلامیاند که خود را در پشت نقاب ضدّيت با جنگ پنهان کردهاند و به اين طريق دارند برای جمهوری اسلامی پوشش تبليغاتی ايجاد میکنند. بازیيی که اين افراد بهراه انداختهاند، اينقدر خطرناک و غيرمسئولانه است که من برای توضيح آن هيچ واژهی مناسبی نمیشناسم! میخواهم بگويم نشستن بر موج و تکرار شعارهای عوامپسند کار سختی نيست؛ سخت، مسئوليتپذيری در بزنگاههای دشوار و سخت بحرانی تاريخ است. برانگيختن احساسات مردم و از آن طريق، از کار انداختن عقل آنها هنر نيست؛ هنر، هشداردادن و بيدارکردن ذهن و وجدان مردم است.
کسانی که اين روزها شعار ضد جنگ میدهند و سايت ضد آمريکايی بهراه میاندازند، در واقع دارند در پيشگاه تاريخ از خود سلب مسئوليت میکنند و شايد نيز خود و مردم را گول میزنند. اينان میخواهند ده سال بعد بگويند "بله، ما بر ضد جنگ اقدام کرديم"، غافل از اينکه حرکت آنها تنها اتلاف وقت و انرژی، و از آن بدتر انحراف ذهن مردم از هدف اصلی بوده است. به همين خاطر، عجيب نيست که معتقد باشيم اينان طرفداران جمهوری اسلامیاند که خود را در پشت نقاب ضدّيت با جنگ پنهان کردهاند و به اين طريق دارند برای جمهوری اسلامی پوشش تبليغاتی ايجاد میکنند. بازیيی که اين افراد بهراه انداختهاند، اينقدر خطرناک و غيرمسئولانه است که من برای توضيح آن هيچ واژهی مناسبی نمیشناسم! میخواهم بگويم نشستن بر موج و تکرار شعارهای عوامپسند کار سختی نيست؛ سخت، مسئوليتپذيری در بزنگاههای دشوار و سخت بحرانی تاريخ است. برانگيختن احساسات مردم و از آن طريق، از کار انداختن عقل آنها هنر نيست؛ هنر، هشداردادن و بيدارکردن ذهن و وجدان مردم است.