چهارشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۳

منتقد، دشمن ما نيست!

بخت‌برگشته اثری که نقد نشود!
جورج برنارد شاو

بعضی واکنش‌ها بر نقد خوابگرد، حکايت از اين خطای آشنا دارد که "منتقد، دشمن ماست"! يعنی عدّه‌ای، حرکت نويسنده‌ای را که وقت می‌گذارد و کارشناسانه موضوعی را مورد سنجش قرار می‌دهد، حمل بر غرض‌ورزی او می‌کنند! بی‌شک اگر نوشته يا مجموعه کارهای نويسنده‌ای توسط "منتقد"ی مورد ارزيابی قرار گيرد، اين امتيازی برای آن نويسنده است، زيرا ديگر توجه‌ها را برخواهد انگيخت و نيز با خطاگيری صحيح، به ارتقایش ياری خواهد رساند. به‌همين خاطر است که سنجشگری و سنجشگر در فرهنگ‌های رشد يافته از جايگاه ويژه‌ای برخوردارند.
نکته‌ای که به‌گمانم از قلم خوابگرد افتاده اين است که نشريه‌ای ادبی-اينترنتی (به‌ويژه از جنس ايرانی‌اش) نمی‌تواند به جغرافيا وابسته باشد، زيرا نماينده‌ی فرهنگ است و نه جغرافيا. مثلآ وقتی می‌نويسيم "نشريه‌ی اينترنتی-ادبی فارسی زبان"، اين نشريه نمی‌تواند کليه نويسندگانش را فقط از ميان ساکنان شهر تهران انتخاب کند، بل‌که بی‌توجه به محل سکونت نويسنده، بايستی ارزش کار او مبنای انتخاب نوشته‌اش قرار گيرد. اين مشکلی است که در قريب‌به‌اتّفاق نشريات اينترنتی داخل کشور وجود دارد. نشريه‌ی ادبی "عام" مرز ندارد، اگر داشت، می‌شود چيزی در حد نشريات ادبی دانشگاهی -مثل قاصدک که بچه‌های ايرانی دانشگاه تورنتو در می‌آورند- و شرط همکاری با آن، تحصيل در همان دانشگاه است.
و امّا بازگرديم به خوابگرد: اگر دوستان حتا نکته‌های او را به‌جا ندانند، لااقل می‌توانند از سبک آموزشی-علمی مقاله‌نويسی که به‌کار برده بهره ببرند. او حتا برای اين‌که اين موضوع را به خواننده‌اش تفهيم کند و تقسيم‌بندی‌های مقاله‌ی علمی (Essay) را نشان دهد، برای هر پاراگراف "عنوان" هم گذاشته است. خود اين عمل نشان‌گر کار آموزشی منتقد است و اگر به کارهای اغلب بی‌چارچوب نشريه‌ی مورد نقد او نظری داشته باشيم، خط آموزشی خوابگرد را به‌تر درک می‌کنيم.

» دو نشريه‌ی حرفه‌ای در زمينه‌ی ادبيات: ادبيات و فرهنگ و دوات.