شنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۳

گپ و گفت‌و‌گو

* هنوز بعضی دوستان هستند که نامه می‌دهند و می‌پرسند: چرا خانم عبادی را فردی سياسی شمرده‌ام؟[+] اين دوستان چندان نيازی به کندوکاو ندارند؛ کافی است که به سخنرانی ايشان در "مرکز بانک جهانی" مراجعه بفرمايند. لابد ديدار با رئسای بانک جهانی -که حتا دست‌راستی‌ترين افراد هم به سلطه جويی‌اش اذعان دارند- و سخنرانی در سرای آن بانکِ محروم و در پيشگاه آن سهامداران مستمند، نه به‌خاطر گرفتن قرضِ بيشتر و فرو بردن مردم ما در فلاکتی عميق‌تر، که جزئی از فعاليّت‌های حقوق بشری خانم عبادی به‌حساب می‌آيد؟!
* قديم رسم بود هر کس که می‌خواست سری در "مبارزه" دربياورد، خودش را "چپ" معرفی می‌کرد. اين روزها هم نشانه‌ی "حقوق بشری بودن" ناسزا گفتن به جورج بوش است! ظاهرآ امام‌زاده جان کری بهتر شفا می‌دهد! خب، ببنديد دخيل‌تان را؛ ما که بخيل نيستيم!(دوستان ساکن کانادا، در همين رابطه از من، مقاله‌ای را در "پيک ‌روز" شماره‌ی 83 خواهيد خواند)
* نازنين دوستی از کم‌کاری‌ام پرسيده‌اند. باوربفرماييد "اين کمکاری"، حکايت از پُرکاری در جای ديگری دارد! به احتمال قوی در ماه جولای سفری در پيش دارم، به‌همين خاطر سخت در کار گِل و معاشم. اگر سفر پا داد، ديداری نيز با بعضی دوستان در اروپا خواهم داشت.
* ديگر دوستی از من خواسته‌اند تا عکس‌ام را در وبلاگ بگذارم. باور بفرماييد اگر نگران وحشت خوانندگان عزيز نبودم، حتمآ اين کار را می‌کردم!
تا فرصتی مغتنم‌تر، باقی بقای‌تان...