شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۷

موسیقی مدرن ما که حرفی برای گفتن دارد!

سال‌ها پیش، توی عروسی پسرعمه‌ام که توی باغ بزرگی بود، با برادرهام کنار هم نشسته بودیم. لحظه‌ای شد که عروس و داماد وارد شدند: دست در دست هم، پشت‌شان دو-سه همراه، به‌علاوه‌ی سه‌نفر داریه-دنبک‌زن. حالا دقت کنید به این سه‌تا آخری: مردهایی مسن، بدجوری تریاکی، با داریه و دنبکی در دست، چیزی را خارج می‌زدند و نخراشیده باهاش می‌خواندند که کم‌ترین تناسبی با هم نداشت، ولی با پشتکاری باورنکردنی، همین‌جور دور زوج جوان می‌چرخیدند و ادامه می‌دادند و باک‌شان هم نبود! پسرعمه‌ام و خانمش که با مهمان‌ها می‌خواستند روبوسی کنند، این‌ها هی وسط می‌پریدند و حرکات و شکلک‌های عجیبی درمی‌آوردند (احتمالاً چیزی شبیه به رقص) و صداهایی... که بالاخره جناب داماد را -که قرار بود آن‌شب سنگین‌ترین شب زندگی‌اش باشد- مجبور کردند چندباری نگاهی تند و عاقل اندر سفیه بهشان بیاندازد شاید دست بردارند... ولی کو گوش شنوا! همین که به من رسیدند، از داماد پرسیدم قضیه‌ی این حضرات چیست؟ گفت: "این‌ها را آورده‌اند که مسخره‌بازی دربیاورند و اول مراسم، جماعت را کمی بخندانند".(نقل به مضمون) البته پسرعمه‌ام "گمان" می‌کرد که قضیه این است، چون دیده شد که قضیه جدی‌تر از این حرف‌هاست و این‌ها در واقع گروه موزیک مراسم عروسی او هستند!

من وقتی شانسی در جایی، تبلیغ آهنگ‌های محسن نامجو را می‌بینم، نمی‌دانم چرا ناخودآگاه یاد این جریان می‌افتم!

۱۶ نظر:

آشپزباشی گفت...

من بااجازه یک "مهر تایید" پررنگ و خوانا پای این نوشته بزنم که حناق گرفتم بس که به هر کس گفتم، گفتند: وا! حیوونکی محسن!

مجيد زهری گفت...

من مانده‌ام سطح توقع مردم ما تا کجا آمده پایین که به یک‌همچین چیزی می‌گویند "موسیقی"!

سام الدين ضيائی گفت...

به! طرف یدیده است! یدیده هم قرار نیست شگفت انگیزی اش همیشه تحسین برانگیزد! کدام خواننده ی یدیده را بگویم که شگفت انگیز باشد نه در صدا! آهان! سرکار خانم سوزان روشن یکی از آنهایی است که خود یدیده ای است! سیمایش تحسین برانگیز است اما خارج می خواند و متن ترانه هایش معمولا بی محتواست و خالی از ادب فارسی! در مثل مناقشه نیست! این آقای نامجو که به قول مجید عزیز خارج می خواند و نخراشیده باهاش می خواند _ و من هرگز نتوانسته ام یک مثلا ترانه اش را تا آخر گوش کنم و یا مصاحبه هایش را _ هر چند مثل سوزان خانوم روشن سیمای تحسین برانگیزی هم ندارد اما تا بخواهی یشتکار دارد! حالا یشتکار را در این مورد ویژه چه باید معنا کرد بماند! راستی با همه ی این احوال مثل مرض سرک کشیدن به وبلاگ جسین درخشان دلم می خواهد قرآن خوانی این یدیده را بشنوم! شما می دانید کجا می شود ییدایش کرد! گویا برش داشته اند!

مجيد زهری گفت...

باور کنید اگر شما دو نفر کامنت نگذاشته بودید، فکر می‌کردم تنها کسی که توان درک هنر منحصربه‌فرد نامجو را ندارد فقط خودمم!

ناشناس گفت...

لطف كنيد من را هم به ليست كساني كه هنر والاي نامجو را درك نمي كنند اضافه كنيد.
نمي دونم چرا در كمال بي سليقگي فكر مي كنم كه صداي نامجو شبيه بوق حمام است.

ملا حسنی گفت...

آقا مجید
پس انتظار داشتی مثل جمیله برات برقصه؟
آقاجان! دوران موسیقی دامبالی دومبول و بزن و برقص تمام شد. الان دوران موسیقی اشک و مویه و جیغ و داد و توی سر زدن است.

مجيد زهری گفت...

شوربختی این است که موسیقی این بابا به دردِ «اشک و مویه و جیغ و داد و توی سر زدن» هم نمی‌خورد!

Rokgoo گفت...

به نظر بنده اين آقا موتورش سه کار می‌کند. من چند تا از مصاحبه‌هايش را خوانده‌ام و بنظرم می‌آيد که ايشان کمی قاطی کرده و اينکه با اين وجود طرفدارانی دارد نشان دهنده وضعيت اجتماعی و عقلانی اکثريت است. ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد.

مجيد زهری گفت...

بازدید‌کننده‌ای به اسم آقای امیر معقولی که ظاهراً نمی‌توانسته وارد سیستم پیامگذار بشود، برای من دو ایمیل فرستاده که این‌جا وارد می‌کنم‌شان:

1- سلاممن هر چه قد خودمو کشتم تا یه نظر بدم درباره ی نوشته های شما موفق نشدمدرباره ی آخرین پستتون ای کاش یکی هم ازاین خواننده تعریف می کرد نه اینکه هر کسی از راه رسید به نامجو فحش بدهبرای من افتخار بزرگی خواهد بود که به وبلاگ بیسکوئیت سبز سری بزیندبا تشکر امیر معقولیwww.swann.blogfa.com

با سلامآقای زهری عزیز ممنون از توجه شمااما به نظرات رک گو و ناشناس نگریسته اید؟تشبیه صدای نامجو ( من طرفدار این آدن نیستم ) به بوق حمام توهین به شان یک انسان نیست؟باعث افتخار من است که قدم رنجه بفرمایید مطالب وبلاگ بیسکوئیت سبز را از نظر بگذرانیدبا تشکرامیر معقولی

پیلتن گفت...

این یارو پشت نقاب "مانی ب." قایم شده یا سیروس شاملو هست یا که ناصر غیاثی.

مجيد زهری گفت...

برای حرفت دلیلی هم داری؟

پیلتن گفت...

کسی دیدی تو وبسایت خصوصیش جایی درست کنه واسه نوشته های کس دیگه؟ اونم در مرکز دید و وسط وبسایت؟ سری بزن اینجا
http://members.aon.at/rivoco/page_1_1.html

اونطرف بازار جناب سیروس خان شاملو کنار وبلاگش جایی داره به اسم ""پیوندها"" که لینک وبلاگهای خودش را گذاشته. جالب توجه وسط اینها لینگ ""چهاردیواری"" میخوره تو ذوق آدم بدجوری:))

مولوی بازی و دیوونه بازیهاشون و فحاشی به احمد شاملو هر دو شون مثل هم میمونه. به نثر و پریشانگویی جفتشون دقت کن میفهمی چی میگم.

پیلتن گفت...

http://www.sirus-shamlu.blogfa.com/
وبلاگ سیروس شاملو - سمت چپ پايين صفحه

behrouz گفت...

aaaaaaay gofti!manam hamin moshkelo daram

امیر گفت...

سلام آقای مجیدزهری. از دیدن این پست در رابطه با نامجو و... جا خوردم. هر چند نظرتان را گفتید و محترم نیز می‌باشد اما کمی هم رعایت انصاف بد نیست.
نامجو نه اسطوره موسیقی است، نه پدیده موسیقی، نه هنرمندی بی‌هماتا، در مورد کارهایش فکر می‌کنم کسی هست که موسیقی‌اش جوهر وجودی دارد و همین رمز موفقیتش هست.
ولی این که دوستان کسی را که دغدغه‌های خودش رو اینگونه می سراید توبیخ کنند و هجمه گویند...؟!! جای سوال است... چرا؟؟؟

مجيد زهری گفت...

چکیده‌ی بحث این است که "چرا باید سطح توقع فرهنگی ما به جایی نزول کند که موسیقی نامجو در آن حرف اول را بزند"؟ آیا لیاقت مردم ما بیش از این نیست؟ آیا این تمثیل درجازدن و -بدتر از آن- به واپس رفتن نیست؟