پنجشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۴

بیوگرافی بدون تاریخ تولد!

«اگر زندگی هر فردی را به دقت حلاجی و روایت کنیم، گوشه‌های مهمی از تاریخ معاصر ایران را روشن می‌توانیم کرد».
میلانی، عباس. صیاد سایه‌ها. لوس‌آنجلس: شرکت کتاب، 2005، ص 209.

حرف از بیوگرافی‌نویسی شد، نکته‌ای یادم آمد که پیش‌تر در چند تارنما به چشم‌ام خورده بود. اگر دقت کرده باشید، بعضی از تارنماها که بخشی را به زندگی‌نامه‌ی نویسنده‌ اختصاص داده‌اند، مهم‌ترین قسمت از بیوگرافی او را آگاهانه از قلم انداخته‌اند که آن در واقع "تاریخ تولد" فرد است. مثلاً در یکی از این تارنماها که به یک رمان‌نویس تعلق داشت خواندم: «در ایران زاده شدم» و سپس مستقیم رفته بود سراغ آثارش!
نخستین کنجکاوی خواننده در قبال نویسنده این است که او کی به‌دنیا آمده است تا بداند او به چه نسل و دوره‌ی تاریخی تعلق دارد. مسئله‌ی نسل‌ها -به‌ویژه در کشورهای درحال توسعه- اهمیتی انکارناپذیر دارد، زیرا هر نسل معرف، یا به‌تر است بگوییم آیینه‌ی تحولات آن دوره از تاریخ است. مثلاً در همین ایران ما، در طول پنجاه-شصت سال گذشته، این‌قدر تغییر و تحول‌های مهم رخ داده است که لیست آن خودش یک کتاب می‌شود؛ از 28 مرداد بگیرید تا خرداد 42 و انقلاب اسلامی 57 و هزار تغییر و تحول دیگر بین این‌ها. به همین لحاظ، شخصی که به نسل انقلاب تعلق دارد و مثلاً آن دوره 20 سال داشته، با کسی مثل من که در زمان انقلاب کودکی خردسال بوده، طبیعی است که تفاوت بینش داشته باشد. حال فاصله را بیش‌تر کنید و برسانید به شاهد زنده‌ی 28 مرداد مثلاً، و او را مقایسه کنید با فلان وبلاگ‌نویس دبیرستانی و سپس خود اختلاف را نظاره‌گر شوید. به موضوع از جهتی دیگر هم می‌شود نگاه کرد: بزرگ علوی هنگامی که موریانه را نوشت سال‌ها از انقلاب گذشته بود، اما او در کتابش هم‌چنان نقش اول را به "یک ساواکی" داده بود! درست به همین خاطر است که بسیاری از کسانی که سال‌هاست در غرب زندگی می‌کنند، نمی‌توانند شرایط روز ایران را درست درک کنند.
خلاصه کنم: چیزی که در هر بیوگرافی صدرنشین اهمیت است "تاریخ تولد" است و سپس محل تولد و بعد... باقی قضایا.