سه‌شنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۴

چندکلمه در باره‌ی چیستی "بیوگرافی‌نویسی"

به وقت نقد و اشاره به گذشته‌ی یکی از شخصیت‌های تاریخی، سیاسی یا علمی تاثیرگذار، بارها شنیده‌ایم که می‌گویند: "فقط به نظرات او کار داشته باش نه زندگی‌اش"! این خود یکی از خطاهای تحلیلی‌ ماست که نشان از توسعه‌نیافته‌گی‌مان دارد.
اصولاً شخصیتی که در برهه‌ای از زمان بر جامعه تاثیر گذاشته، به مشتی نظر خلاصه نمی‌شود که برای گفتن از او فقط به چارچوب همان آرا رجوع شود. اگر بپذیریم که شرایط زمان، پایه‌های مذهبی-اخلاقی-خانوادگی-تربیتی خود شخص و دیگر دلایل در شکل‌گیری تفکر او نقش بنیادی داشته، بنابراین، آرای او را نباید از این مختصات جدا فرض کرد. اتفاقاً برای کشف بن‌مایه و مغزه‌ی فکری هر یک از این افراد "ناچاریم" که به کاوش در موارد ذکرشده بپردازیم. درست به همین خاطر است که این‌قدر در غرب "زندگی‌نامه"نویسی (بیوگرافی) رواج دارد و در فرهنگ ما البته آن‌طور باب نیست و اکثراً آن‌چه نیز نگاشته شده، یا در انکار مطلق و یا در تقدیس فرد بوده است.
بنابراین، مسائل شخصی شخصیتی تاریخی از او جدا نیست، هرچند نبایستی این مسائل باعث شوند که اندیشه‌ی او نادیده گرفته شود.

هیچ نظری موجود نیست: