آنچه که من در اطراف خود می بینم، نامش "هیجان" است نه چیز دیگر. یادداشتهایی که در رد احمدینژاد و به نفع رفسنجانی نوشته شدهاند، با هر پایه از استدلال، بیشتر هیجان را فراراه خود قرار دادهاند تا عقل را.
این اصل را پذیرفتهام که تنها در کشوری به پای صندوق رای بروم که در آن زندگی می کنم. به حق مردم داخل ایران در انتخاب سرنوشت خویش احترام می گذارم و در احیای این حق می کوشم، هر چند رای ندادن خود بهترین انتخاب و مبارزه مدنی است. اگر گاه چند سطری دربارهی بعد از انتخابات می نویسم نیز، از مهریست که از مردم و میهنام در دل دارم.
پس از اعلام نتیجهی انتخابات، فضای هیجانی کشور دوچندان هیجانی شده است. عدهای دوره افتادهاند و خطر روی کار آمدن فاشیزم -با انتخاب احمدینژاد- را گوشزد کرده و به این وسیله، رفسنجانی را شایستهی انتخاب دانستهاند. براستی چه فرق می کند کدام انتخاب شوند؟ حرکت به سوی مدنیت، تنها روشهای مدنی را برمی تابد و روش مدنی در این لحظه، نوشتن با دلیل و مدرک و روشنگری و آگاهکردن جامعه است، نه سوء استفاده از تب و تاب و هیجان مردم. مگر غیر از این است که درست در شرایط بحرانی سطح التزام ما به مدنیت روشن میشود؟ اینک، چنین زمانی است؛ این گوی و این هم میدان!
این اصل را پذیرفتهام که تنها در کشوری به پای صندوق رای بروم که در آن زندگی می کنم. به حق مردم داخل ایران در انتخاب سرنوشت خویش احترام می گذارم و در احیای این حق می کوشم، هر چند رای ندادن خود بهترین انتخاب و مبارزه مدنی است. اگر گاه چند سطری دربارهی بعد از انتخابات می نویسم نیز، از مهریست که از مردم و میهنام در دل دارم.
پس از اعلام نتیجهی انتخابات، فضای هیجانی کشور دوچندان هیجانی شده است. عدهای دوره افتادهاند و خطر روی کار آمدن فاشیزم -با انتخاب احمدینژاد- را گوشزد کرده و به این وسیله، رفسنجانی را شایستهی انتخاب دانستهاند. براستی چه فرق می کند کدام انتخاب شوند؟ حرکت به سوی مدنیت، تنها روشهای مدنی را برمی تابد و روش مدنی در این لحظه، نوشتن با دلیل و مدرک و روشنگری و آگاهکردن جامعه است، نه سوء استفاده از تب و تاب و هیجان مردم. مگر غیر از این است که درست در شرایط بحرانی سطح التزام ما به مدنیت روشن میشود؟ اینک، چنین زمانی است؛ این گوی و این هم میدان!
۷ نظر:
دوست عزیز اگر احترامی و باوری به شعور جمعی بود حداقل کنگره مشارکت برای تصمیم گیری جمعی و دموکراتیک را به بعد از انتخابات موکول نمی کردند و خودسرانه بیانیه نمی دادند.ایجاد و گسترش فضای ارعاب و وحشت تحت عنوان موهومی چون فاشیسم توسط تمام کسانی که برای جلب آرای مردم برای رفسنجانی صورت گرفته است حداقل فضای عقلانی را نیز از بقیه گرفته است.من به شدت در مانده ام که آیا این سوء استفاده از موقعیت شناخته شده نویسندگان و هنرمندان و حقوق دانان و غیره توسط خودشان نیست که به تهییج دیگران پرداخته اند؟! دوست من !د رمواقع بحرانی هر چیزی تعطیل است از دموکراسی و روش های دموکراتیک گرفته تاحقوق بشر و همه کنشهای مدنی.امور مهمتری الان وجود دارند که نباید با این چیزای غیرمهم و حاشیه ای!!! مانع پرداختن به انها شد...آه دوست عزیز...و باز هم آه...
راستی من برای بخش نگاه شما و سوال تان پیغام میذارم و پست نمشه.البته پیغام میده که یادداشت شما دوبار پست شد اما من چیزی نمی بینم.
درموردحمایت به سهم خودم میگویم: هیچ دلیلی برای حمایت از هاشمی ندارم جز اینکه به ضرر احمدی نژاد رای میدهم. تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم رقیب هاشمی را بر مسند ببینم که نه به سلامت آرای او باور دارم و نه در اندازه های ..... اجازه دهید بیشتر خودم راسانسور نکنم. در مورد ارائه ایده آل یا پرهیز از ایجاد هیجان، با وجود اینهمه اشخاص و چهره های مطرح و تفسیرهاو القاب تند و بی پرده به آقای احمدی نژاد بنده اصلا در حدی نمیبینم خودم را که وارد جرگه این اعتراضات شوم تا کلامی در توجیهش بگویم باشد تا خودشان پاسخ دهند. تنها پیرو خواست و احساس قلبی ام حمایت از هاشمی را در این هفته تبلیغ میکنم و در نهایت نکاتی که از ایشان بعنوان یک شهروند انتظار دارم را در پستی گرد میاورم بلکه خودم را کمی آرام کنم. درهر حال امیدوارم انانکه هیجان را به بطن جامعه هدیه میدهند از داخل کشوری یا خارج نشین خود توضیح مناسب را ارائه کنند. موفق باشید.
مجید جان براوو.
مجيد زهري عزيز! نمي دانم احساس مي كنيد شوق بيش از حد كساني را كه از اطلاع نيم بند خود از ماجراي "شيراك و لوپن" به وجد آمده اند؟ اين روزها همه به دنبال نمايش فعاليت ضد فاشيسم هستند. احترام فراواني قائلم براي محمود دولت آبادي. اما اين استاد تنها مانده ادبيات معاصر را چرا پيش از اين سخني چنين درخور نبود و اينك چرا چنين سر در گم و به قول شما احساسي. امروز اما خوشحالم. خوشحاليم اما نه از بابت شكست معين است و نه آشكار شدن سياست هاي غلط اصحاب اصلاحات حكومتي. خوشحالي من از آن رو است كه مي بينم سياست هاي عدم شركت ما را امروز بسياري از موافقان ديروز قبول كرده اند. و مي خوانم فردايي را كه باز اگر چه بر صحت كلام ما يادآور نشوند، بر صداقت ما حرفي نيست. هرچند كه آب رفته را باز گرداندن به جوي تواني دوچندان مي طلبد. پيروز باشيد
این نظر را نیلبک پای این یادداشت در "نگاه" (بخش سمت راست وبلاگ) گذاشته، گفتم حالا که آرشیو شده بد نباشد اینجا هم کپیاش کنم:
«مجید عزیز
رفسنجانی مزیتی ندارد دوست من. همه این دوستان در زمین بازی حریف گرفتار آمدهاند. خب وقتی هدف ریاست جمهوری رفسنجانی باشد چه بهتر که یک گزینه ما قبل تاریخ برایش بتراشیم تا عالیجناب سرخپوش منجی ما و آزادیبخش ایران در بند اقتدارگرایان باشد. چه بستری مناسبتر از بستر سیاه-سفید برای کانالیزهکردن آرای فراموشکاران تاریخی به سوی رفسنجانی؟! یادمون رفته که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نایب رییس خبرگان که هر دو نهادی انتصابی و ضد دموکراتیک هستند + سابقه 8 سال فساد اقتصادی و انسداد سیاسی و قتلهای زنجیرهای و متهم بینالمللی دادگاه میکونوس همین جناب رفسنجانی است. هر چقدر که روحانیون سابقه عمل تشکیلاتی و آَشنایی به نقاط ضعف مردم و روشنفکران دارند به همان اندازه طرف مقابل از این خصوصیات بیبهره است. کسی نیست از خودش بپرسد که فلسفه انتخاب و شرایط انتخابات آزاد و دموکراتیک چیست؟ و کسی نیست که بپرسد چرا مدام از پلههای منطق انتخاب بد به بدتر و از بدتر به بدترین سقوط میکنند؟ رایی که در اثر ارعاب رایدهنده و برای پناهبردن از بد به سوی بدتر داده میشود چه پایگاهی خواهد بود برای حکومت آینده؟...»
ممنون جناب م-زهری عزیز ....ترجیح به سکوت دارم .
ارسال یک نظر