پنجشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۴

انتخابات در کانادا تعطیل شد (تکبیر!)!

این‌طور که سفارت جمهوری اسلامی در اتاوا اعلان کرده، از قرار معلوم دیگر از دور دوم انتخابات در این‌جا خبری نیست. با آن بلایی که "ضد انقلاب کوردل" سر سفارت فخیمه آورد و با آن گندی که برادران سفارتی زدند* طبیعی هم هست که نتوانند دیگر بساط دور دوم را پهن کنند. این‌طور که شنیده‌ام، اتفاقاً خیلی هم تلاش کرده بودند که مثل دفعه‌ی قبل، در تورنتو صندوق بگذارند، اما دولت کانادا به خاطر ماجرای قتل زهرا کاظمی چنین اجازه‌ای بهشان نداد. بعد هم که اعتراض مردم و لات‌بازی سفارتی‌ها پیش آمد، دیگر آن آب باریکه‌ی حضرات هم قطع شد و سر همان شد که مجبور شدند برای عرض ادب رهسپار اتاوا شوند.

یک عده از این دانشجویان پیرو خط باد، شال و کلاه می‌کنند و می‌روند اتاوا خدمت آقا برای "رای‌ریزون". این عده بعضی‌های‌شان بورسیه‌ای هستند و خوب لابد برای قطع‌نشدن مستمری رفته بودند، عده‌ی دیگرشان هم که نه درست فارسی بلدند، نه در ایران زندگی کرده‌اند و نه فرهنگ و مردم ایران را می‌شناسند، حتماً از روی تکلیف شرعی-بادی راهی این سفر خطیر شده بودند! حالا یکی نیست که به این کانادایی-ایرانی‌ها بگوید: اگر مردم داخل ایران نخواهند شما سرنوشت‌شان را تعیین کنید باید کی را ببینند؟ البته الان وقت این حرف‌ها نیست چون احتمالاً با به‌شهادت‌رسیدن صندوق رای، خواهران و برادران بدجوری در کُما فرو رفته‌اند که امیدواریم غم آخرشان باشد!
القصه؛ در ضلع مقابل نیز، یکی از بچه‌های دانشجو بوده که بر علیه انتخابات و دانشجویان پیرو خط باد شعار می‌داده و بهشان خیلی خودمانی گوشزد می‌کرده که در کار مردم داخل کشور فضولی بی‌جا نکنید. من خیلی کنجکاو شده‌ام که با او آشنا بشوم، به همین خاطر می‌خواهم به برنامه‌ی رادیویی‌ام دعوت‌اش کنم تا ماوقع را از زبان خودش بشنویم.

*آقایان به‌یاد عهد شباب، هوس لات‌بازی به سرشان می‌زند و می‌زنند دماغ مستندساز به‌نام ایرانی مسعود رئوف را می‌شکنند! لابد یادشان رفته بوده که این بابا دارد خبر تهیه می‌کند و نباید خبرنگار را کتک زد؛ شاید هم فکر کرده‌اند اتاوا چاله‌میدان است؟

پی‌نوشت:
1- گذشته از شوخی وبلاگی، من برای تمام کسانی که در انتخابات شرکت کردند یا آن‌را تحریم کردند، در هر کجای جهان که هستند احترام قائلم. خلاصه که این متن را جدی نخوانید!

۱۶ نظر:

آشپزباشي گفت...

مجيد جان! شب انتخابات يواشکي تبليغ مي‌کني؟! ;) :)))
"...خلاصه که هر چیزی هم محاسنی دارد و هم معایبی؛ آدم باید بسنجد ببیند به‌صرفه است یا نه..."

مجيد زهری گفت...

آشپزباشی جان اگر گذاشتی تو تبلیغات‌مان را بکنیم:))

ali گفت...

ba dorood,site jalebi darid.man adrese ketabkhanetan ra dar webe khodam moarefi kardam.

ناشناس گفت...

ba salam,
man ta be hal fekr mikardam ke in majid zohari, hadeagal kami ensaf dareh,kasi ro ham bekhatereh inkeh raay dadeh ya nadadeh be sokhreh nemigireh,vaghean moteasefam ke be afradi ke dar entekhabat sherkat kardan migoei khateh bad, majide aziz, agar taraf irani-canadaei ast va zendegiash dar canada, digeh chejori misheh khateh bad,hameh ma che dar iran bashim va che nabashim bayad nesbateh be oncheh dar iran migzareh masool bashim,bayad be nazarateh yekdigar ehteram begozarim,zemnan man to in chand moddati ke webloget ro mikhondam kamtar shoki webloggy didam, chi shodeh ke hala shokhit gerefteh,taraf mikhahad farsi balad bashad mikhahad nabashad, mikhahad dar iran bashad mikhahad nabshad,baz ham hageh raay dadan darad, nakonad ke to fekr mikoni raay dadan faghat mahdodeh be afradi hastan ke farsi ro mesleh khodet balad hastan va ya inkeh faghat dar iran zendegi mikonan,....
az majid zohari vaghean baeid boodesh,in tarzeh tafakor aslan dar shaaneh to nist...
shayad ham vaghean hastesh va ma bi khabarim....

مجيد زهری گفت...

دوست بی‌نام!
از انتقاد شما تشکر می‌کنم. فقط در یک جمله بگویم: طنز را باید به شکل طنز خواند.
موفق باشید.

Saeid گفت...

نصر من الله و فتح قریب

هاله گفت...

من خیلی خجالت می‌کشم از این مدل برخوردها. چرا نمی‌شه قشنگ و متمدنانه اعتراض کرد؟

نوشته خودت هم عالی بود مجید جان.

تبلیغ هم از چشم ما دور نماند. :)

صادق دالوندی گفت...

مجید عزیز! اتاوا را با چاله میدان اشتباه نگرفته اند با اتاقهای بازجویی اداره اماکن اشتباه گرفته اند

ناشناس گفت...

یکی باید اینو به تو بگه قهرمان از رته دور!!
حالا یکی نیست که به این کانادایی-
ایرانی‌ها بگوید: اگر مردم داخل ایران نخواهند شما سرنوشت‌شان را تعیین کنید باید کی را ببینند؟

شبنم گفت...

مجيد جان، ماجراهای رای دادن توی سفارتها هم برای خودش ...همون طنز هست!! يکی از دوستام که رفته بود رای بده برام تعريف می کرد که جلوی سفارت ايران، چند نفر تحريمی انتخابات (حالا فکرش رو بکن که طرفدار کدوم حزب يا دسته ای!) جمع شده بودن و از کسانی که رای ميدادن عکس ميگرفتن! به عنوان سند خيانتکاران به ايران!! آخه آدم بايد بخنده يا گريه کنه؟!

مجيد زهری گفت...

شبنم عزیز!
من نیز مثل خودت با "لیست"درست‌کردن و پرونده‌سازی به‌جد مخالف‌ام. این رفتارها مال دوران ما نیست و امتحان‌اش را به بدترین وجهی در نظام استالینی و اپوزیسیون تابع تفکر استالین پس داده. تکرارش را مجاز و بخردانه نمی‌دانم.

casa گفت...

دليل برگزار نشدن انتخابات در کانادا و کشورهای نزديک ان نظير برزيل و ارژانتين نبود تعرفه دور دوم انتخابات است ... کاسا

سينا هدا گفت...

سلام!
اگر فرصت كرديد به اين مطلب نظري بي طرف و بيدن پيشفرضهاي ذهني بندازيد.

فرار از گرگ؛ به ميدان كشاندن روباه

سوءتفاهم، ويروس ويرانگر انتخابات غيردموكراتيك
سپاسگزارم.

حرف حساب گفت...

درسته که اقایون سفارتی خوب عمل نکردند ولی خداییش دیگه یه برخورد رو اینطوری پیرهن عثمان کردن هم انصاف نیست. حالا از این گذشته معلوم هست این مجید آقای زهری و برو بچه های خبر چینش چه خصومتی با حرف حساب دارند که لینکش رو نمیگذارند تو لیستشون؟

ناشناس گفت...

salam
dar morede matlabe "fekr" va "ehsas" ye matlabi dost dashtam begam: are doroste yek seri ehsasat az afkare ma sarcheshme migiran vali yek seri kheili aslitar hastand ke az amaghe vojode ma sarcheshme migiran.

shad bashid

آشپزباشي گفت...

جناب زهري عزيز
ظاهراً سيستم نظرخواهي در خبرچين جديداً فقط از کساني که در بلاگ اسپات وبلاگ دارند نظر مي‌گيرد! چون در قسمت هويت فقط انتخاب "بلاگر" فعال است. براي من البته مسئله‌ چنداني نيست اما امکان نظردادن بدين ترتيب محدود مي‌شود.
اما غرض از مزاحمت اينکه در مورد برنامه hello و گذاشتن عکس در بلاگر، چند ماه پيش حضرت نويدخان مژده نويس که از جوانان نيک وبلاگستان است راهنماي فارسي گويايي نوشته که آدرسش را اينجا مي‌گذارم شايد بکار کسي آمد