یکشنبه، دی ۲۳، ۱۳۸۶

دو موضوع و ایستار مشخص اهل فکر

من فکر می‌کنم اهل قلم ایرانی، همه‌شان، در مقابل دو موضوع مشخص بایستی موضع خودشان را روشن کنند: حجاب اسلامی و انقلاب اسلامی. این موضوع‌ها طوری در مرکز حوزه‌ی روشنفکری ما قرار گرفته‌اند، که هیچ‌جور نمی‌شود دورشان زد و بی‌اشاره‌ای‌ فلنگ را بست! حکایت این است که ما ايرانی‌ها هر چقدر بر سر توافق گروهی با هم چانه بزنیم، اگر بر سر این دو موضوع اتفاق نظر نداشته باشیم، هر چه ببافیم بلافاصله رشته می‌شود. به‌واقع بی‌تفاوتی به ائتلاف بر سر اساس این‌دو موضوع، نشست‌های ساده را نیز بین ما مردم ناممکن می‌کند، چه رسد به دوستی‌های عمیق و همکاری‌های ریشه‌ای.

توضیح حاشیه‌ای
در بعد وسیع‌تر، اگر به مفاهیمی چون تاریخ ملی و سپس هویت ملی توجه کنیم، می‌بینیم سر در همین توافق‌های جمعی دارند. به عبارتی، تاریخ ملی به معنی توافق گروهی (ملت) بر سر رخدادهای تاریخی و شخصیت‌های تاریخی است. یعنی ملتی می‌تواند مدعی داشتن تاریخ ملی باشد، که برای مثال گروهی از آن نگوید مصدق خائن بود و گروهی قهرمان؛ عده‌ای انقلاب اسلامی را شاهکار آزادی‌خواهی ملت ایران لقب ندهند و گروهی دیگر شورش کور! رسیدن به توافق جمعی و ساختن تاریخ ملی -که چیزی جز توافق جمعی با رجوع به واقعیت‌های تاریخی نیست و البته کار ساده‌ای هم نیست و نیازمند کار فکری دامنه‌دار و از-خود-گذشته‌گی و انصاف فراوان است- خود از ارکان هویت ملی و پاسدار آن است. اگر تاریخ ملی وجود نداشته باشد، یک ملت نه‌تنها نمی‌تواند از هویت خود دفاع کند، بلکه حتا از پس تعریف آن نیز برنمی‌آید.

حجاب اسلامی
حجاب اسلامی از لحاظ تفکر سکولار و لائيک قابل احترام نیست، اما در شرایط فعلی قابل تحمل است. گاهی البته "تحمل" را با "احترام" اشتباه می‌گیریم و ناشیانه واژه‌ی دوم را به جای اولی به‌کار می‌بریم. حجاب چون نشانه‌ی ذهنیتی قشری است، چون کارکرد آن از بالا و از سوی خانواده/جامعه/حکومت/دین برای زن مشخص شده به او تحمیل می‌شود، چون جلوی تحرک و حضور واقعی زنان در جامعه را می‌گیرد و آن‌ها را در زندان می‌کند، چون مقام زن را به موجود دست دوم و کارخانه‌ی تولید بچه نزول میدهد، چون اتمسفر باز جامعه را با مرزبندی و پوششی غیر لازم لکه‌دار می‌کند، قابل احترام نیست. ولی آیا اگر کسی حجاب داشت، باید روسری از سرش کشید؟ این مصداق از آن سوی بام افتادن و بی‌حرمتی به حق انتخاب انسان‌هاست. پس به‌تکرار: حجاب را می‌شود تحمل کرد، ولی آن‌را نباید محترم شمرد، چه این خود ترویج آن است. اما باید به انسان -هم زن و هم مرد- آموزش داد تا خود بیاندیشد و تصمیم بگیرد.

انقلاب اسلامی

انقلاب را می‌شود از نتایج‌اش ارزیابی کرد. نتیجه‌ی انقلاب، از جنگ هشت‌ساله و ويرانی و کشتار، فرار مغزها و ثروت ملی و انسانی، تا آسیب روانی جمعی و پرتاب ایران به دهه‌ها قبل، چیزی نبوده است. آن شعار استقلال که با انقلاب آمد، پی‌آمدی جز وابستگی تمام‌عیار ایران نداشت. ایران امروز در صحنه‌ی جهانی کم‌ترین آبرویی ندارد، ایرانی نیز به‌همچنین.
اگر منصفانه قضاوت کنیم، شاید بشود گفت که نیت خیلی از انقلابیون منفی نبوده است .دیکتاتوری سیاسی پهلوی‌ها را نمی‌شود نادیده گرفت. ولی آیا داشتن انگیزه‌ی خوب، دلیل بر عمل خوب است؟ کسانی که در انقلاب شرکت کردند، قريب‌به‌اتفاق‌شان بین شانزده تا بیست‌وپنج سال سن داشتند. از این رو، اگر انقلاب اسلامی را انقلاب بچه‌ها لقب دهیم، خطا نگفته‌ایم. حال پرسش کلیدی این‌جاست که تا چه حد بچه‌ها تجربه و شعور تصمیم‌گیری برای آینده‌ی ملک و ملتی را دارند؟ کدام ملتی عقلا و سیاسیون خود را بازنشست می‌کند و سرنوشت‌اش را می‌دهد دست یک‌مشت بچه؟!
ما آیا هیچ‌وقت از خود پرسیده‌ایم که چرا یک‌دفعه همه‌ی جهان، جهان استکبار به حمایت از انقلاب عصر حجری ایران برخاست؟ من قصد بیرون‌کشیدن پرونده‌های خاک‌خورده را ندارم، اما توقع به‌جایم این است که لااقل انقلابیون دیروز منصف باشند و این‌قدر شهامت داشته باشند که مسئوليت خطای کرده‌ی خود را به‌گردن بگیرند؟ اعتراف به اشتباه، نقطه‌ی آغاز جبران است.

در باره‌ی این‌دو مسئله‌ی ریشه‌ای، خلاصه‌نویسی نمی‌شود کرد. با این وجود، اشاره‌ به پارامترها و نقاط اصلی آن‌ها، خود شاید در ذهن‌ها جرقه‌ای بزند و باعث فراخ‌اندیشیدن در ظرافت‌ها و ابعاد گوناگون آن‌ها بشود.

۵ نظر:

کویر ام اس گفت...

برای قشر روشنفکر به معنای واقعی در بین زنان و مردان ندیده ام حجاب مشکلی ایجاد کند این قشر به قانون محلی که زندگی میکنند احترام میگذارند و انقدر غرق در دنیای علم و اندیشه و فلسفه اند که این که چه و چطور بپوشند در درجه انم انتخاب انهاست و اما انقلاب کدامیک کار بچه ها نبوده همیشه سیاستمداران بزرگ از بچه ها برای رسیدن به اهدافشان سود کلانی برده اند

Nafiseh Navabpour گفت...

eeee, salaam, key bargashtin? dir residam engar!

k1-35 گفت...

دوبار آمدم ريپ مي‌زد اين كامنت‌داني. در باب حجاب معتقدم اتفاقن كه فقط واژه‌ي "احترام" است كه برازنده‌اش مي شود. ايني كه مي گوييد نشانه‌ي ذهنيتي قشري،‌ از نگاه شما كدام رفتار فرهنگي هست كه نشانه‌ي ذهنيتي قشري نباشد؟ انتخاب اين كه روسري سر كنيم،‌ فقط مانتو بپوشيم،‌ تاپ و شلوار بپوشيم، يا با دامن كوتاه يا حتا بي دامن كوتاه بگرديم همه از سوي جامعه يا حكومت يا دين هنجار يا ناهنجار تلقي مي شوند و اصولن در زندگي اجتماعي حجاب يك هنجار بر مبناي خواست عمومي به حساب مي آيد. اينكه در مملكت ما چيزي به‌غير از خواست عمومي تحميل شده، بله،‌ تحمل مي شود، اما اصل حجاب مثل هر هنجار ديگري،‌ تا زماني كه مخل حقوق ديگران نباشد (كه نيست)‌ كاملن قابل احترام است و هيچ دليلي براي تنزل زن به حساب نمي آيد،‌ چراكه مرد هم حجاب دارد،‌ چون لباس دارد. مي خواهم بگويم هيچ تفاوت ماهوي در روسري و سوتين وجود ندارد، بجز نگاه جامعه. اگر منظورتان ايران بود،‌ بله،‌ حجاب ِ دستوري قابل تحمل است، اگر نفس حجاب را مي گوييد، ازهركجا كه بيايد، شخصي،‌ و قابل احترام است،‌ چون نسبي‌است.

مجيد زهری گفت...

نفیسه جان به تو و خورشید سلام می‌کنم.

elic گفت...

مجيد جان ايران را به همهجاي دنيا بسط نده لطفا شايد اينچيزها كه گفتي درباره مملكت ما درست باشه ولي درباره مالزي تركيه مصر و خيلي جاهاي ديگه اينطور نيست.البته كيوان عزيز هم در وبلاگش كامل توضيح داده.