چهارشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۵

دوستی (4)

امشب با رفيق شفيق امیر مهيم نشسته‌ایم، به حالی و شوری. همين!
سخت است رسيدن به آدمی که نام دوست برازنده‌ی اوست. حال حساب‌اش را بکن که دوستی باشد که با او "بنشينی" و حالی بکنی...

۷ نظر:

ناشناس گفت...

jaye ma khali.

ناشناس گفت...

جای اون یکی دوستان خالی میکردید

ناشناس گفت...

نعمت بزرگیه رفیق خوب ،رفیق گرمابه وگلستان به قول حافظ

ناشناس گفت...

ه این نام به دیهیم نزدیک است . باشگاه شوارکاری دیهیم . اسکیت و تراپی هم گه گاهی می پراندند . بوی .باروتی بود و ضرب چخماق و سفیر گلوله

ناشناس گفت...

رفیق واقعا چیزه خوبیه. البته سوپ جو با نعناداغ هم چیز بدی نیست.

ناشناس گفت...

واقعا سخته

ناشناس گفت...

سلام.پس خوش باشيد که همانطور که خودتان گفتيد٫در اين غربت٫از اين چير ها ،هر روز پيش نمی آيد.