یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۵

آن وبلاگ و نويسنده‌اش (8)

...آری! آغاز دوست‌داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نی‌انديشم
که همين دوست‌داشتنم امروز
سوژه‌ای دلنشين و بس زيباست!
[+]

حسن درويش‌پور
حسن درويش‌پور -به‌تقريب- سه سال و اندی است که همشهری ما در وبلاگ‌شهر است. دغدغه‌ی اين وبلاگ، ارائه‌ی تحليل در زمينه‌ی سياست و فرهنگ است. حالت نويسنده، ناخدای درياديده‌ای را می‌ماند که محکم ايستاده بر عرشه، دستش را سايبان چشم‌ها کرده و آن‌دورها، فوّاره‌ی نهنگی را برانداز می‌کند تا در نخستين فرصت، جثه و وضع‌اش را با دقّت به توصيف و تحليل کشد.
آن‌چه در نويسنده‌ یادکردنی‌ست، وجدان معذّب و روحیه‌ی مدرسه‌ای اوست. کافی‌ست چند مقاله از او بخوانيم تا در برابرمان قامت آموزگاری مجسّم شود که ردای عشق به تن کرده، بر شرايط تک‌تک جوانان اين مرز و بوم خون دل می‌خورد...
  • شماره‌های پيشين: [1][2][3][4][5][6][7]
  • ۲ نظر:

    حسن درويش پور گفت...

    مجيد جان سلام! شما هميشه لطف داشتيد و من نيز همواره شرمنده‌ام از آن همه مهرورزی‌ و محبت. اين‌بار نيز مثل گذشته فقط می‌توانم بنويسم: سپاس‌گزارم!

    Aeel گفت...

    sepasgozaram az tavajjohetan.