سه‌شنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۳

نجس و باقی قضايا!

  • همکار من که فيليپينی است، تعريف می‌کرد که چند روز پيش، شوهر خواهرش يکی از همکاران عرب خود را به صرف شام دعوت می‌کند؛ او هم می‌پذيرد. خلاصه کنم: شب واقعه، آقای عرب، نه تنها شام صاحب‌خانه را پس می‌زند، بل‌که ميوه‌ای را هم که خانم خانه به او تعارف می‌کند، به آشپزخانه می‌برد و جلوی چشمان حيرت‌زده‌ی اهل خانه می‌شويد و بعد تناول می‌فرمايد! صاحب‌خانه‌ی شگفت‌زده که فکر کرده بود دوستش آن شب از دنده‌ی چپ بلند شده و کمی که بگذرد خوب می‌شود، خيلی آبرودارانه جريان نخوردن غذا و شستن ميوه را جويا می‌شود. طرف مربوطه هم ذهن صاحب‌خانه را بی‌رودربايستی روشن می‌کند که: "ما غذای حرام نمی‌خوريم"!
    حالا دوست من توقع داشت که من به‌عنوان يک مسلمان‌زاده -که به اين خاطر لابد بايستی همه‌جا جوابگوی نابخردی هم‌کيشان خود باشم- اين معما را حل کنم که اگر آن عرب غذای مردم را نجس می‌دانسته، پس چرا دعوت‌شان را قبول کرده بود؟! ظاهراً با وجود اعتراف صريح خود اعرابی، عکس‌العمل وی اين‌قدر ثقيل بوده که زبان‌بسته‌ها يارای هضم و تفسيرش را نداشتند! و امّا نظر من اين بود که آن عرب، دقيقاً به اين دليل مشخص دعوت‌شان را پذيرفته بود که بهشان گوشزد کند "غذای‌شان نجس است".

  • تابستان که به اروپا رفته بودم، با دوستان صحبت ا‌ز اين شد که بعد از يکی‌شدن واحد پولی اروپا، چقدر جنس‌ها گران شده است. دوستم گفت: «زياد نگران نباش! اگر قصد خريد داری، راه‌های ارزان‌خريدن هم هست»! گفت: «اين‌جا اعراب و هم‌کيشان آلبانيايی‌شان، هر جنسی را که "سفارش بدهی"، با نصف قيمت برایت می‌آورند». گفتم آخر چگونه؟ گفت: «از کفار غنيمت می‌گيرند»!

  • چند روز پيش که يکی از اعراب از فيلم تئو ونگوک‌نامی خوش‌اش نيامده بود، با همان صراحتی که هم‌قبيله‌ای‌اش به آن دوست فيليپينی گفته بود «شام شما نجس است»، فيلمساز مربوطه را سلاخی کرد! البته همفکران ايشان در بی‌بی‌سی برايش همدردی کردند و در «نقد محققانه‌ی» خود به‌درستی يادآور شدند که تقصير اصلی متوجه «دستگاه قضايی هلند» و بيشتر از آن، متوجه خود آن فيلمساز «غير مطرح» و ناآگاهی بوده که بلد نبوده فيلم خوب بسازد! ما به اين وسيله از پرتوافشانی اين محققان بر ذهن تاريک خود خاکسارانه سپاس‌گزاری می‌کنيم!

  • چند وقت پيش که هنوز راديو صدای پارسی پابرجا بود، خانمی زنگ زده از نژادپرستی ايرانيان گله می‌کرد. می‌گفت که شوهرش عرب است و به او مرتب سرکوفت می‌زند که چرا وقتی از ايرانيان می‌پرسند "آيا عرب هستيد"، با ناراحتی و بلافاصله جواب می‌دهند: "نه‌خير"!