دو قسمت از گفتگويی که اينروزها از علی ميرفطروس در نيمروز و چند نشريهی ديگر منتشر شده است (و ادامه هم دارد)، حاوی نکات مهمی است که الزام خواندنش را برای نسل ما دوچندان میکند. آنانی که فعّاليّتهای قلمی ميرفطروس را پی میگيرند، نيک میدانند که اين گزيدهگويیهای آگاهنده و سرشار از روشنگریِ تاريخی را نمیشود تند خواند و گذشت؛ تأملی مضاعف را میطلبد.
آنگونه که از اين دو-پاره گفتگو برمینمايد، هشدار ميرفطروس متوجه نسلیست که در معرض موجِ "ملّی-مذهبیسم" قرار گرفته است و بی شناخت ريشهای از اين پديده، به مظلومنمايیاش کشش پيدا کرده است. ديگر، در هزارتوی گفتگوها، با معنای "روشنفکر و روشنفکری" و بهطبع "روشنفکرنما" آشنا میشويم که ميرفطروس با برشمردن مثالی تاريخی چون محمّدعلی فروغی (ذکاء الملک) و گفتن از شماری از کردههايش، نشان میدهد که روشنفکر که بوده و چه عواملی باعث همچنان ناشناختهماندن خدمتگزاران ايرانزمين -چون فروغی- بوده است.
» متن گفتگو: [بخش نخست] [بخش دوّم]
7 در همين رابطه:
» معرفی کتاب "ملاحظاتی در تاريخ ايران": [+]
» "اشارهای به حوزهی دين و دولت": [+]
آنگونه که از اين دو-پاره گفتگو برمینمايد، هشدار ميرفطروس متوجه نسلیست که در معرض موجِ "ملّی-مذهبیسم" قرار گرفته است و بی شناخت ريشهای از اين پديده، به مظلومنمايیاش کشش پيدا کرده است. ديگر، در هزارتوی گفتگوها، با معنای "روشنفکر و روشنفکری" و بهطبع "روشنفکرنما" آشنا میشويم که ميرفطروس با برشمردن مثالی تاريخی چون محمّدعلی فروغی (ذکاء الملک) و گفتن از شماری از کردههايش، نشان میدهد که روشنفکر که بوده و چه عواملی باعث همچنان ناشناختهماندن خدمتگزاران ايرانزمين -چون فروغی- بوده است.
» متن گفتگو: [بخش نخست] [بخش دوّم]
7 در همين رابطه:
» معرفی کتاب "ملاحظاتی در تاريخ ايران": [+]
» "اشارهای به حوزهی دين و دولت": [+]