حکایت زندگی همهاش پیرامون "صلح" نیست؛ "جنگ" نیز جداییناپذیر از این حکایت است. جنگ اما -با آنکه بد است و اغلب تحمیلی- خود قواعدی دارد و بازیگراناش -اگر مکلف به حدودی از اخلاق و شرافت باشند- ملزم به رعایتاش.
انتهای رذالت هنگامی است که فردی ترسو، بدون هیچ شناسه و سابقهی قابل اتکایی، پشت نامی مستعار، آنهم نصفه-نیمه، مخفی بشود و به آدمهای شناختهشده "شبیخون" بزند: [+]
نکتهی عبرتانگیر حالا ایناست: اگر این جناب گمنام "انتهای رذالت" است، کسی که دارد از نوشتهی سراسر تخریب و عقدهگشایانهی او استفادهی ابزاری میکند و به این وسیله، با فرصتطلبیای موذیانه از مخالف خودش انتقام میگیرد، چه صفت برازندهاش است؟
انتهای رذالت هنگامی است که فردی ترسو، بدون هیچ شناسه و سابقهی قابل اتکایی، پشت نامی مستعار، آنهم نصفه-نیمه، مخفی بشود و به آدمهای شناختهشده "شبیخون" بزند: [+]
نکتهی عبرتانگیر حالا ایناست: اگر این جناب گمنام "انتهای رذالت" است، کسی که دارد از نوشتهی سراسر تخریب و عقدهگشایانهی او استفادهی ابزاری میکند و به این وسیله، با فرصتطلبیای موذیانه از مخالف خودش انتقام میگیرد، چه صفت برازندهاش است؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر