چهارشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۷

از گل‌واژه‌های روشنفکری معاصر (قبل از انقلاب)!

از گه‌هر-واژه‌های نویسنده‌ی فقید، استاد، دکتر سیمین دانشور:
نیما به موسی صدر حسودی اش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. حالا لیبی (قذافی) یا گمش كرده یا كشتدش، نمیدونم. غروب بود. موسی صدر اومد، در زد. اون یكی از زیباترین مردهای دنیا بود.چشمهای خاكستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیك، از این سینه كفتری ها. من در رو باز كردم. گفتم ببینم! شما امامی، پیغمبری! تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید. گفت: جلال هست؟گفتم: آره، بیا تو. اومد تو. نیمام كه همیشه اینجا بود. دیگه من نرسیدم چایی به نیما بدم.نیما تو خاطراتش نوشته كه: سیمین محو جلال امام موسی صدر شد و چایی ما رو خودش نداد و منم چایی نخوردم. موسی صدر سه چهار روز اینجا موند. نیما خیلی حسودیش شد. نیما خیلی وسواسی بود.باید چایی رو خودم می‌ریختم. تفاله نداشته باشه. سرش هم اینقد خالی باشه. خودمم می‌دادم بهش.من محو جمال صدر شدم. خیلی زیبا بود. بعد سه چهار روز موند و بعد ما رفتیم قم. او رئیس نهضت امل در لبنان بود. سووشون رو او به عربی ترجمه كرد. آورده بود برامون. بعد ما رو به قم دعوت كرد كه دیگه بیرونی و اندرونی بود. ولی می‌دیدمش. شام و نهار اینا می‌دیدیمش.[+]
من نمی‌دانم آیا توضیحی لازم است برای نشان‌دادن سخافت این نوشته و سبک‌‌مغزی گوینده‌اش...، ولی این‌را می‌دانم ملتی که یک‌همچین افرادی -با چنین ریشه‌ای- بشوند روشنفکرش،... باقی‌اش را دیگر خودتان حدس بزنید!

  • نقدی بر جزیره‌ی سرگردانی اثر همین "روشنفکر"، به‌قلم مهشید امیرشاهی: [+]
  • ۶ نظر:

    amirahmadi گفت...

    لینک مطلبتان در بالاترین. شاید کامنتهای انجا برایتان جالب باشد:

    http://balatarin.com/permlink/2008/11/27/1460078

    مجيد زهری گفت...

    متشکرم.

    Arash گفت...

    نه راست میگی واقعاً سخیفه!

    اینکه روشنفکر بعد از انقلاب عباراتی مثل : "قطعنامه دان" و "قلم کردن دست و پای متجاوزان با چاقوی زنجان" به کار ببره چقدر سخیفه؟ یا نکنه ثقیله؟

    عزیز جان، شما که فرق خاطره نویسی و داستان و ... را نمی دانی مجبوری مطلب بنویسی؟ اصلا کارهای خانم بهبهانی را خوندی یا فقط یه چیز می گی که یه چیز گفته باشی؟

    مجيد زهری گفت...

    خانم بهبهانی؟!

    ناشناس گفت...

    این همون نویسنده ی است که دردیدارکانون نویسندگان با خمینی اصرار داشت که دست خمینی را ببوسد وخمینی اجازه نداده بود البته به خاطر نا محرم بودن با داشتن چنین زنان ذلیل روشنفکری اینده درخشانی داریم خانه از پایبست ویران است

    ناشناس گفت...

    حالا چون امام موسی صدر آخوند بوده پس لابد هر خاطره ای ازش سخیف باید باشد.نه؟