مجيد در پيامگير برايم نوشته:
«...بعضي اوقات با خودم مي گم اگه همين دولت رو از سر اين مردم بردارن اينها هم ديگه رو زنده زنده پوست مي كنن مي خورن.»
برای اينکه اين خصلت ممالک قبل از توسعه است. در جوامعی که آداب شهرنشينی جا نيافتاده و نهادينه نشده است، تنها يک "نظم آهنين" از بالا میتواند سازوکار جامعه را بر مدار اصولی (حال هر اصولی؛ با درست و غلطاش کاری نداريم) بگرداند. اين نظم که فروپاشد، رشتههای در-هم-تنیدهی روال/نظم جامعه نيز بلافاصله از هم میگسلد و هرجومرج حکمفرما میشود. البته فراموش نشود که رژیم ولایت فقیه نماد نظم ستیزی و قانونگریزی است و ادامه اش بسیار خطرناک است!
در جوامع ايلی و بدوی، قانون نانوشته و قواعد سنّتی جامعه (اگر بشود اسماش را جامعه گذاشت؟) و همبستگی قومی-فامیلی-ريشهای آنرا سرپا نگه میدارد. جوامع در حال توسعه امّا از اين خاصيت برخوردار نیستند، چه مبانی و سرفصلهای اعتقادی/فرهنگی يکپارچه و مشترکی (در حد کفايت) در بين آنها نیست.
مردم در حال توسعه مردمیاند که دارند از سرزمين "سنّت محض" به فضای "قانونمندی شهری" نقل مکان میکنند. يعنی مردمیاند ميان دوکرانه؛ نه اين هستند نه آن. همين سر-در-گمی، آنان را به "نظمدهنده"ای از بالا وابستهی تام کرده است.
«...بعضي اوقات با خودم مي گم اگه همين دولت رو از سر اين مردم بردارن اينها هم ديگه رو زنده زنده پوست مي كنن مي خورن.»
برای اينکه اين خصلت ممالک قبل از توسعه است. در جوامعی که آداب شهرنشينی جا نيافتاده و نهادينه نشده است، تنها يک "نظم آهنين" از بالا میتواند سازوکار جامعه را بر مدار اصولی (حال هر اصولی؛ با درست و غلطاش کاری نداريم) بگرداند. اين نظم که فروپاشد، رشتههای در-هم-تنیدهی روال/نظم جامعه نيز بلافاصله از هم میگسلد و هرجومرج حکمفرما میشود. البته فراموش نشود که رژیم ولایت فقیه نماد نظم ستیزی و قانونگریزی است و ادامه اش بسیار خطرناک است!
در جوامع ايلی و بدوی، قانون نانوشته و قواعد سنّتی جامعه (اگر بشود اسماش را جامعه گذاشت؟) و همبستگی قومی-فامیلی-ريشهای آنرا سرپا نگه میدارد. جوامع در حال توسعه امّا از اين خاصيت برخوردار نیستند، چه مبانی و سرفصلهای اعتقادی/فرهنگی يکپارچه و مشترکی (در حد کفايت) در بين آنها نیست.
مردم در حال توسعه مردمیاند که دارند از سرزمين "سنّت محض" به فضای "قانونمندی شهری" نقل مکان میکنند. يعنی مردمیاند ميان دوکرانه؛ نه اين هستند نه آن. همين سر-در-گمی، آنان را به "نظمدهنده"ای از بالا وابستهی تام کرده است.
۳ نظر:
بطور قطع همین طور است ، عراق و افغانستان بازگو کننده این نظریه اند و ایرانیان خارج از این محدوده فرهنگی عراقی و افغانی نیستد
مادر ...، حالا دولت ترکمون بالا میاره، می ندازین گردن ملت!؟ چطور این ملت زمان جنگ، زمان تحریم ملت با فرهنگ و غیوریه اما وقتی که از ندانم کاری دولت تورم به عرش می رسه و مردم از گرسنگی سروصدا می کنند، مردم بی فرهنگی هستند!؟ این تخم لق رو مدتهاست دارم دنبال می کنم که مردم رو شروع به کوباندن کرده و عده ای کاسه لیس مثل تو هم اونو تائید می کنید! اگر هم بی فرهنگی ای هست همه از برکت اسلام مادربخطا رفته است و بس! یک کمی تاریخ بخونی بد نیست پسر جان!
راستی روز مادرت به فرسیون اسلامی مبارک باد. سلام بنده رو ابلاغ فرمائید!
البته چوبینهی عزيز، اگر منصف باشيم، همبستگیای که بين عراقیها و افغانیها هست، در ميان ايرانیها نیست. بنابراين، از نگاه تئوریای که به آن اشاره کردهام، ايرانیها عقبتر از ايندو هستند!
بینام! اين را داشته باش: با نگاهی به تلويزيونهای کشورهای عربی، خیلی ساده متوجه میشويم که حتا اسلام را هم فرهنگ ايرانی به قهقرا برده و چادر سياه سرش کرده!
باقی بقايت!
ارسال یک نظر