پنجشنبه، مرداد ۰۴، ۱۳۸۶

باز آمدم!

پريروز دوستی زنگ زد که «وبلاگت سه روز است بالا نمی‌آيد... جریان چيست؟» از آن‌ زمان، تازه امروز امکانی شد که بيایم اين‌جا و گیر کار را پيدا و رفع کنم.
اگر قرار باشد در اين تابستان، بين دوچرخه‌سواری، باغبانی، نشست‌وبرخاست با رفقا و تلويزيون... با وبلاگ‌نويسی، یکی را انتخاب کنم، معلوم است که... با اين اوصاف، زیاد لازم نيست باهوش باشيد که به اين سئوال جواب بدهید! ته کار، اگر چيزی از وقتم باقی بماند، می‌آيم خِر اين وبلاگ زبان‌بسته را می‌گيرم که خانه‌ی آخر است و ديوارش هم حسابی کوتاه.