قضيه شوک الکتریکی و حسين درخشان!
حسين درخشان در توضیح وبلاگش چنين آورده: «شوک الکتریکی حسين درخشان به مغزهای شما» که البته گزافهای بيش نيست. واقعيت اين است که ياوهسرايیهای اين آدم صرفاً موجب خنده و بيش از آن مايه تأسف است که يک فرد مهاجر* که لابد برای زندگی بهتر به خارج کوچيده، به اين فلاکت و وضع رقّتبار افتاده. يک بچهبازارای تنپرور و مفتخور که بعد از هفت سال زندگی (بخوان وقتگذرانی) در دنيای کاپيتاليسم، صد دلار پول توی جيبش نيست و با خانهبهدوشی، هر شب جايی بيتوته میکند و سر کسی خراب میشود...
امّا اگر به حکايت آن جملهی کذايی برگرديم، با خواندن سردبير: خودم احتمال میدهيم کسی که اين اراجيف را همهروزه سر هم میکند و به خورد مردم میدهد، احتمالاً بايد شوک الکتریکی به یکجایش فرو رفته باشد!
* البته صفت "مهاجر" در معنای واقعیاش به شرايط حسين درخشان اطلاق نمیشود. اين فرد با ازدواج با دختری که تبعهی کانادا بوده، توانسته به شکل اسپانسرشيپ (یعنی استفاده از تابعيت او - بخوان آويزانشدن به او) اقامت کانادا را کسب کند. البته وقتی خرش از پل گذشت، خانم را طلاق داد! به همين لحاظ، بدون وجود زن سابقش، حسین درخشان حائز گرفتن اقامت کانادا نبوده است.
امّا اگر به حکايت آن جملهی کذايی برگرديم، با خواندن سردبير: خودم احتمال میدهيم کسی که اين اراجيف را همهروزه سر هم میکند و به خورد مردم میدهد، احتمالاً بايد شوک الکتریکی به یکجایش فرو رفته باشد!
* البته صفت "مهاجر" در معنای واقعیاش به شرايط حسين درخشان اطلاق نمیشود. اين فرد با ازدواج با دختری که تبعهی کانادا بوده، توانسته به شکل اسپانسرشيپ (یعنی استفاده از تابعيت او - بخوان آويزانشدن به او) اقامت کانادا را کسب کند. البته وقتی خرش از پل گذشت، خانم را طلاق داد! به همين لحاظ، بدون وجود زن سابقش، حسین درخشان حائز گرفتن اقامت کانادا نبوده است.



4 پيام:
http://flickr.com/photos/rokgoo/34463743/
سلام آقاي زهري
اين نوشته منو ياد زندگي نامه خودنوشت ادوارد سعيد انداخت
بي در كجاي ادوارد سعيد را بخوان
او از درد بي وطني مي گويد از زندگي در ميان دو بود از حضور يك اندام و انديشه شرقي در دامن مدرن جامعه غربي
موفق باشي
دوست محترم از بابت معرفی کتاب ممنون.
تفاوت البته اين است که امثال ادوارد سعيد، تمام وجودشان را غرب شکل داده، امّا با ناسپاسی تمام، تمامِ مدّت از همين غرب بد میگويند!
نکتهی دیگر که نباید از ياد ببريم اين است که موضوع "بیوطنی"، موضوعی ذهنی است. به عبارتی، انسانهايی با فرهنگ سنتی-مذهبی که از شرق آمدهاند، هيچگاه نمیتوانند با فضای باز جهان غرب احساس نزدیکی کنند. بيگانهگی سرگذشت و سرنوشت آنها است.
dar clipi ke dar israel gerfte boud(dar link khodash gozashte boud) vagti mamori az o miporsad kojai hasti javab midahad " I am Canadian" hezar bar harfhaye zedo nagiz zadeh, khodash migoyad zede farhang angelosaxon hastam khoub chera passportash ra tamdid mikonad chera citzenship khod ra decline nimkonad, gasmi ke khorde boud va emzai ke karde boud moge gerftane candian citizenship chi shoud, hata ke BA taglobi ham nadard vali adaye Chamski va Fokoyama ra dar miavard
Ali
ارسال يک نظر
>>> صفحهی اصلی