اينکه در برابر حوادثِ بزرگِ جهانی، مدّعی شويم که نفع مردم جهان را بر نفع خود ارجح میدانيم، جز عوامفريبی نامی ندارد. همهی انسانها حوادث بزرگ را نخست از دريچهی منافع شخصی-گروهی خود میسنجند و بعد، به قسمتهايی از منافع خود که با منافع "بشريت" پيوند دارد اهميت میدهند. ارزيابی ما از حوادث غير مترقبه، ابتدا نفع و ضرری است که برای خود ما داشتهاند. بر همين اصل، ورود "گردانندگان اقتصاد جهانی" به سرکردگی آمريکا به خاورِ ميانه، پس از جنايت هولناک يازدهم سپتامبر توجيهپذير است.
يازده سپتامبر بیشک جهان را تحت تأثير خود قرار داد، امّا نه بهيکسان. برای ايرانيان نيز وضعيت جداگانهای آفريد. ايرانيانی که در خارج بودند، تأثير اين واقعه را نخست بر زندگی خود سنجيدند و سپس بر ايران. مثلآ، شهروند ايرانی ساکن کانادا، اگر نيک بنگرد، از بالارفتن "کنترل قانونی"(National Security) و روی کار آمدن احزاب کانسرواتیو و دستِ راستی متمايل به آمريکا استقبال خواهد کرد، زيرا اين احزاب، در وهلهی نخست، ورود تازهواردان به خاک کانادا را با دقّت بيشتری کنترل میکنند تا از ورود افراد مشکوک -حتیالامکان- جلوگيری شود و سپس، با شبکههای فناتيک مذهبی که هماينک در خاک کانادا در حال گسترش و دارای تشکيلات اقتصادی منظم و مدارس (مکاتب) برای پرورش ذهنهای متحجّر هستند مقابله خواهند کرد. توجه کنيم: هنگامی که آمريکا مقابله با مهاجران غير قانونی عرب را آغاز کرد، قريببهاتّفاق اين افراد به کانادا گريختند که من اسمش را می گذارم "فاجعهی ملّی"! بايد پرسيد: اگر اين افراد از لحاظ ادارهی مهاجرت آمريکا مشکوک ارزيابی شدهاند، به چه دليل سيستم کانادا (کشوری که نزديک به 80% مراودات اقتصادیاش با امريکا است) به اين رأی اعتماد نمیکند؟ بهواقع، کانادا بهترين محل برای رشد اقتصادی و اجتماعی فناتيزم مذهبی شده است و اين خطریست برای تماميت غرب.
در ايران به دوگونه با ورود آمريکا برخورد شد: عدّهای آن را به فال نيک گرفتند و از بهزير کشيدنِ طالبان و صدّام استقبال کردند، عدّهای نيز -به خاطر سابقهی بدگمانی به سياستهای آمريکا- به آن ظنين ماندند. و امّا نکتهی کليدی -پيرو آنچه در مقدمه يادآور شدم- اين است که انسان ايرانی ساکن ايران بايستی نفع خود در اين شرايط بجويد و به منافع ملّی خويش نظر داشته باشد. اگر ورود سپاه خارجی به خاک کشوری از لحاظ عرف بينالملل عملی خطا بود، از لحاظ ايرانيان رفتن دو دشمن قسم خورده -بیترديد- مثبت بود. در کنارش، رژيمی که با آرامش درحال ساخت سلاح اتمی بود، زير فشار رفت و به روند انجام کارش آسيبی اساسی وارد آمد و اين هم به نفع ما و هم به سود امنيت جهانی بود. تا قبل از اين حادثه، چه کسی ساخت سلاح اتمی توسط جمهوری اسلامی را جدّی میگرفت؟
تا مدّتها، کسی باور نمیکرد که آمريکا بهراستی در پیِ ايجاد دموکراسی در منطقه است. مردم تحت تأثير دشمنی ريشهای با آمريکا، مظاهر زنندهی جنگ و صد البته تبليغات سوء اروپا بودند و شعار ايجاد دموکراسی را تنها دستآويزی برای سلطه بر منافع نفت میدانستند. با گذشتِ زمان -هنگامی که ديده شد آمريکا دهها برابر پول نفت عراق را در آنجا هزينه کرده است- ثابت گشت که "روند جهانیشدن بدون ايجاد دولتهای دموکرات در خاورميانه امکانپذير نيست" و اين آن خطّیست که آمريکا طی میکند. اين نيز نفعی است که ما، "از بد حادثه"، از حادثه میبريم!
به دليل همسو شدن منافع ايرانيان در اقصا نقاط گيتی با اکثريت مردم عاقبتانديش جهان، پشتيبانی از مبارزه با تروريسم و مبارزان با تروريسم (جمهوریخواهان آمريکا) و گسترانيدن دموکراسی در منطقه عاقلانهترين کار است.
» تحليل و ريشهيابی يازده سپتامبر:
يازدهم سپتامبر، انفجار يأس و ترس و نفرت؛ دکتر حسن منصور: [+]
11 سپتامبر، درس خشونتبار اسلامگرائی به غرب؛ مهشيد اميرشاهی: [+]
١١ سپتامبر: ريشهها، بازانديشیها و رهائیِ ملّی ما؛ دکتر علی ميرفطروس: [+]
يازده سپتامبر بیشک جهان را تحت تأثير خود قرار داد، امّا نه بهيکسان. برای ايرانيان نيز وضعيت جداگانهای آفريد. ايرانيانی که در خارج بودند، تأثير اين واقعه را نخست بر زندگی خود سنجيدند و سپس بر ايران. مثلآ، شهروند ايرانی ساکن کانادا، اگر نيک بنگرد، از بالارفتن "کنترل قانونی"(National Security) و روی کار آمدن احزاب کانسرواتیو و دستِ راستی متمايل به آمريکا استقبال خواهد کرد، زيرا اين احزاب، در وهلهی نخست، ورود تازهواردان به خاک کانادا را با دقّت بيشتری کنترل میکنند تا از ورود افراد مشکوک -حتیالامکان- جلوگيری شود و سپس، با شبکههای فناتيک مذهبی که هماينک در خاک کانادا در حال گسترش و دارای تشکيلات اقتصادی منظم و مدارس (مکاتب) برای پرورش ذهنهای متحجّر هستند مقابله خواهند کرد. توجه کنيم: هنگامی که آمريکا مقابله با مهاجران غير قانونی عرب را آغاز کرد، قريببهاتّفاق اين افراد به کانادا گريختند که من اسمش را می گذارم "فاجعهی ملّی"! بايد پرسيد: اگر اين افراد از لحاظ ادارهی مهاجرت آمريکا مشکوک ارزيابی شدهاند، به چه دليل سيستم کانادا (کشوری که نزديک به 80% مراودات اقتصادیاش با امريکا است) به اين رأی اعتماد نمیکند؟ بهواقع، کانادا بهترين محل برای رشد اقتصادی و اجتماعی فناتيزم مذهبی شده است و اين خطریست برای تماميت غرب.
در ايران به دوگونه با ورود آمريکا برخورد شد: عدّهای آن را به فال نيک گرفتند و از بهزير کشيدنِ طالبان و صدّام استقبال کردند، عدّهای نيز -به خاطر سابقهی بدگمانی به سياستهای آمريکا- به آن ظنين ماندند. و امّا نکتهی کليدی -پيرو آنچه در مقدمه يادآور شدم- اين است که انسان ايرانی ساکن ايران بايستی نفع خود در اين شرايط بجويد و به منافع ملّی خويش نظر داشته باشد. اگر ورود سپاه خارجی به خاک کشوری از لحاظ عرف بينالملل عملی خطا بود، از لحاظ ايرانيان رفتن دو دشمن قسم خورده -بیترديد- مثبت بود. در کنارش، رژيمی که با آرامش درحال ساخت سلاح اتمی بود، زير فشار رفت و به روند انجام کارش آسيبی اساسی وارد آمد و اين هم به نفع ما و هم به سود امنيت جهانی بود. تا قبل از اين حادثه، چه کسی ساخت سلاح اتمی توسط جمهوری اسلامی را جدّی میگرفت؟
تا مدّتها، کسی باور نمیکرد که آمريکا بهراستی در پیِ ايجاد دموکراسی در منطقه است. مردم تحت تأثير دشمنی ريشهای با آمريکا، مظاهر زنندهی جنگ و صد البته تبليغات سوء اروپا بودند و شعار ايجاد دموکراسی را تنها دستآويزی برای سلطه بر منافع نفت میدانستند. با گذشتِ زمان -هنگامی که ديده شد آمريکا دهها برابر پول نفت عراق را در آنجا هزينه کرده است- ثابت گشت که "روند جهانیشدن بدون ايجاد دولتهای دموکرات در خاورميانه امکانپذير نيست" و اين آن خطّیست که آمريکا طی میکند. اين نيز نفعی است که ما، "از بد حادثه"، از حادثه میبريم!
به دليل همسو شدن منافع ايرانيان در اقصا نقاط گيتی با اکثريت مردم عاقبتانديش جهان، پشتيبانی از مبارزه با تروريسم و مبارزان با تروريسم (جمهوریخواهان آمريکا) و گسترانيدن دموکراسی در منطقه عاقلانهترين کار است.
» تحليل و ريشهيابی يازده سپتامبر: