یکشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۰

دزدهای اقتصادی وارد کانادا می‌شوند!

ملاحسنی در نوشته‌اش به دزدهای اقتصادی‌ای اشاره می‌کند که این‌روزها  از ایران کرور کرور به کانادا می‌آیند. البته حرف در اساس درست است، اما حواشی‌‌ای دارد. اول کامنت من را پای آن یادداشت بخوانید:

ایرانی‌هایی که این‌روزها به کانادا می‌آیند، اغلب با پول‌های سنگین وارد می‌شوند. پل‌های اقتصادی پشت سر را هم هم‌چنان حفظ می‌کنند و مرتب در رفت و آمدند. کانادا البته کاری ندارد در کشوری مثل ایران که نظام اقتصادی از پایه فاسد است و برای رشد هم باید حق را ناحق کرد، هم رشوه داد؛ هم مالیات نداد... چه موجوداتی پرورش پیدا می‌کنند. آنچه برای اقتصاد کانادا مهم است، تزریق پول توسط تازه‌واردین است. این پول‌های گنده و تحقیقاً بادآورده فقط منحصر به ایرانیان نیست. اتفاقاً عامل مهمی که کانادا را از افتادن در چاه عمیق رکود نجات داد و می‌دهد، همین ایمیگرنت‌های "عزیز" هستند!
دو پرسش مطرح است: اول این‌که آیا کانادا از وجود این افراد در خاک خود بی‌خبر است؛ و دوم، آیا این اختلاس‌کنندگان منحصر به ایرانیان هستند؟

کسانی که وارد کانادا می‌شوند، منظورم پولدارهای‌شان، اکثراً از کشورهایی می‌آیند که نظام سالم اقتصادی ندارد. در چنین کشورهایی، اگر شخص چم‌وخم کار را -که رشوه، کلاه‌برداری، زدوبند و الخ. است- یاد بگیرد، خیلی زود چاق می‌شود. سیستم سیاسی کانادا طبعاً می‌داند در این‌جور کشورها، از راه سالم نمی‌شود پول‌دار شد، چون ساختار تعریف‌شده‌ی اقتصادی‌ای وجود ندارد. اما باز به آن‌ها خوش‌آمد می‌گوید!
مسئله‌ی مهم برای کانادا -که کشوری عمیقاً اقتصادی و از بازیگران مهم این صحنه است- ورود پول است. وقتی به این راحتی و بدون زحمت سرمایه‌های سنگین را می‌شود جذب کرد، چرا که نکنند؟ مگر از این راحت‌تر می‌شود اقتصاد را رشد داد؟

البته من طرفدار این نظریه نیستم؛ فقط خواستم به آن‌چه که "واقعیت اقتصادی" این کشور و جهان امروز است اشاره‌‌ای کرده باشم.

۴ نظر:

ملا حسنی گفت...

مجید جان
این درست است که کانادا دنبال جذب سرمایه های سرگردان از کشورهای جهان سومی است.
البته نفس این کار بد نیست. امارات هم این کار را کرد و سودش را برد. اصولا هر کشور دیگری هم که این کار را بکند به استحکام اقتصاد خود کمک کرده است.
اما یک فرقی کانادا با دیگر کشورها و مخصوصا جهان سومی دارد و آن این است که مسئولین دولتی از ترس گیرافتادن و عواقب قانونی هیچگاه صد در صد مقابل قانون نمی ایستند و اصولا جرات این کار را ندارند. سیستم قضایی در اینجا بسیار مستقل است و گردش اطلاعات و فعالیت مطبوعات مزید علت.
برخورد با پدیده پول شویی یک چیزی است که ارتباط مستقیمی به سلامتی اجتماع دارد و بقول علما نص صریح در قانون جزایی دارد.
کمترین کاری که دولت می تواند بکند بازجویی از موارد مشکوک است که این خود باعث محدودیت عمل دزدهای مهاجر خواهد شد.
خلاصه اینکه با وجودیکه با نظرات شما موافقم ولی به منعطف بودن و پاسخگو بودن نظام و تشکیلات حکومتی در کانادا اعتقاد دارم و اگر غیر از این بود بلند می شدم یکراست می رفتم بورکینافاسو!

مجيد زهری گفت...

ملا حسنی عزیز!
نکته‌ی ظریف اتفاقاً در همین‌جاست: ورود پول نقد به کانادا "پول‌شویی" تعبیر نمی‌شود، چون پول‌هایی هستند که پشتوانه‌ی ارزی دارند. این‌که چطور به‌دست آمده‌اند، چیزی نیست که دستگاه اقتصادی کانادا علاقمند باشد در آن‌ها کنکاش کند. این واقعیت این سیستم است؛ چه خوش‌مان بیاید، چه نه.
این‌ها جنایتکاران جنگی را می‌گیرند و اموال‌شان را مصادره می‌کنند، پول آدم‌هایی مثل قذافی را بلوکه می‌کنند، اما کسی نمی‌فهمد که چه بر سر این پول‌ها آمده! البته می‌شود حدس زد که دولت کانادا آن‌ها را به کشورهای متبوع‌شان پس نمی‌دهد، مثل قضیه‌ی پترو کانادا که چیزی حدود سی درصد از سهام‌اش مال لیبی بود و به اسم قذافی بلوکه شد، ولی نفع‌اش فقط به شرکت نفتی رسید و باقی قضایا و سکوت متعاقب‌اش...

دوم این‌که مقایسه‌ی عملکرد عمارات با کانادا چندان روا نیست. آن‌چه در عمارات اتفاق افتاد بیش‌تر بر پایه‌ی "اعتبار بانکی" بود نه نقدینگی. کانادا پول نقد وارد می‌کند، با وعده‌ی زندگی بهتر! سوئیس هم عقل‌اش به این کار نمی‌رسد!

موفق باشی.

قلندر گفت...

از نوشته ها و دیالوگ هر دو دوستان نکته های خوب و به جایی بدست اومد،ضمن موافق بودن با نظر جناب زهری در مورد سیاست و زیرکی حکومت کانادا در جلب پولهای هنگفت،در کنار با ملا حسنی خان همسو هستم،افرادی که وارد کشور کانادا شده، جدای از دلیل ورودشان،کسانی هستند که دارای فرهنگ و اخلاق سالمی نبوده و بی تردید در ساختار اجتماعی آن کشور تاثیرگذار خواهند بود ...اخطار ایشان بجاست
وای بر کشورمان و اوضاع کنونیش ...

مجيد زهری گفت...

یادداشت ملا فقط در یک نقطه محل اختلاف است: خوش‌بینی بیش از حد او به دستگاه قضایی کانادا و پنداشت ناآگاهی این دستگاه از آن‌چه می‌گذرد!

من نظری عکس دارم. معتقدم نظام کانادا این هنرمندی را دارد که هر زمان لازم بود، چشم‌ها را ببندد. کانادا در واقع اولویت‌های اقتصادی را آن‌گونه که خیلی از ما می‌بینیم، نمی‌بیند.

چهره‌ی بی‌گناه، بی‌آزار و مرد‌م‌دوست کانادا یکتا و منحصر به خود اوست. کانادا در تمام جنگ‌های "دموکراسی‌سازی" ده‌سال گذشته حضوری چشمگیر داشته، اما نظر هیچ منتقدی را به خودش جلب نکرده است.

دستگاه عریض و طویل مهاجرت کانادا از لحاظ تجربه و دانش، شاید 50 سال از اروپا جلوتر باشد. کانادا توانسته گردن‌کلفت‌ترین سرمایه‌داران جهان را -"برای زندگی" نه صرفاً سرمایه‌گذاری- به خاک سرد خودش بکشاند. کانادا در واقع ابرقدرت بی‌بدیل علم مهاجرت است.

با این توضیحات، من شعور این سیستم را دستِ کم نمی‌گیرم و اگر قرار باشد با آن مخالفت کنم، هدفم خطوط و مولفه‌های اداری آن است، نه عقل‌رسی‌اش.

پیشنهاد ملا از این جهت حائز اهمیت است که با برجسته‌کردن قضیه و آوردن‌اش به رسانه، ممکن است سکوت عمدی دستگاه مهاجرت را بشکند.