پنجشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۰

نگرانی برای ایران

در چند روز گذشته، رسانه‌های غربی -در حجم سنگینی- روی مسائل مختلف ایران تمرکز کرده‌اند؛ طبیعتاً با موضعی منفی. اول بی‌بی‌سی فیلم خامنه‌ای را اکران کرد، بعد دسته راه انداخت برای افشاگری اختلاس میلیاردی و متعاقبش قضیه‌ی خاوری در تورنتو، بعد آمریکا طرح ترور سفیر عربستان توسط ماموران ج‌ ا را رو کرد، بعد... انواع و اقسام اخبار نقض حقوق بشر در اینترنت و شبکه‌های دیداری و شنیداری.
گفتن ندارد سیستم حاکم در غرب نخست افکار عمومی را آماده می‌کند و سپس دست به اقدام می‌زند. حماقت روزافزون رژیم هم که همیشه بهانه‌ساز بوده. از این رو جا دارد نگران باشیم. و چه کاری بیش از نگران‌شدن از دست‌مان برمی‌آید؟
... 

۳ نظر:

ناشناس گفت...

اقای زهری دیگه اب از سر ما گذشته نه یک نی که صد نی .هر اتفاقی که به نابودی حکومت جهل وجنون منجر شود .در دراز مدت به نفع ایران وایرانیست.هیچ نیروی اشغالگر خارجی نمی توانست یک ملت و کشور را تا به این حدومرز به نابودی بکشاند. نگران نباشید عدو شود سبب خیر .. دز این مقطع منافع ما با انها همسو می باشد. به امید انروز

ناشناس گفت...

دوست عزیز دارید به ورطه باورمندان تئوری توطءه می افتید .وقتی این ملکه ذهنتان شد هر اتفاقی را در آن چهار چوب می بینید باور کنید بیماری مهلکی است که وقتی درگیر آن شدید دیگر خلاصی از آن به آسانی ممکن نخواهد بود ! من هم از این عارضه سالها در رنج بودم ،البته دشمن فرضی من یهودیان بودند که با "کنترل پشت پرده"، غرب را در تمامیت آن در اختیار داشتند و این افکار پوچ به قدری در من قوی بود که دیگر هیچ انگیزه ای برای تلاش و حرکت نداشتم ولی به آهستگی و با تانی با مشاهده فکت های عینی نظیر ناتوانی دولت اسرائیل در حل مشکل اصلی خود با یک مشت فلسطینی پا برهنه و انزوای سیاسی پر هزینه بابت آن ،دریافتم که یهودیان و اسرائیل و امریکا، خود دستخوش گرداب هایل مشکلات جهانیند.جهانی با بیش از ۶ میلیارد آدم با منافع و حکومت ها و فرهنگ های متضاد و گوناگون ،نمی تواند بدون تشنج و تخاصم باشد .

مجید زهری :: Majid Zohari گفت...

برای بی‌نام #1:
این طرز نگاه، بین خیلی از ایرانی‌ها رایج شده و من از این بابت متاسفم. حکایت استیصال یک ملت است که برای رهایی و خوشبختی، به هر دری می‌زند.


برای بی‌نام #2:
در یک بحث منطقی، بایستی دلیل و مدرک ارائه داد و طبعاً حکایت‌اش با انگ‌زدن دوتاست. اگر نظر مخالفی دارید، با آوردن ادله، به غنای بحث کمک کنید، و الا بی‌حرمتی‌کردن که هیچ گرهی از مشکلات من و شما نمی‌گشاید؟
در ثانی، موضوع "نظم نوین جهانی" و ساختن نظامی بر پایه‌ی بورس، چیزی نیست که من از خودم ساخته باشم. این گفتمان، هر چند که شدیداً از سوی رسانه‌ی مسلط سانسور می‌شود، اما هر روز افراد بیش‌تری را ‌به‌پیرامون خود می‌کشد. انسان‌ها جست‌وجوگرند و شعور دارند و می‌بینند که یک‌سلسله تغییرات عجیب و در ظاهر بی‌ربط (مثل جنگ و انقلاب و امثالهم) فقط دامن یک‌تعداد کشورهای معدود را گرفته است؛ مردم می‌بینند شکوفایی اقتصادی چند دهه‌ی گذشته دارد در گودال رکود اقتصادی مدفون می‌شود؛ می‌بینند بخش عمده‌ی ثروت در کره‌ی خاک (به‌ویژه آمریکا) دارد همین‌طور در دست عده‌ی معدودتری انباشته می‌شود. این‌ها مسائلی‌ست که انسان را به‌فکر می‌اندازد که فقط به اخبار رسانه‌‌ای توجه نکند و سعی کند پشت دیوار و لابه‌لای سطرها را هم بخواند.

موفق باشید.