دوشنبه، آبان ۰۲، ۱۳۹۰

جهان سرگردان بر مدار تکرار!


امروز
درون دفتر مرده‌ی زندگی‌ام جاری شدم
و هر برگ را دوباره زيستم.
...
امروز،
بر بام کوتاه زندگی‌ام
بر مدار تکرار
بی‌انتها وزيدم...[+]
حدوداً ده‌سالِ پیش، وقتی آمریکا و متحدان‌اش به افغانستان و سپس عراق حمله‌ کردند، بسیاری در نقاط مختلف جهان و بیش‌تر در اروپا، در ضدیت با جنگ به تظاهرات پرداختند. آن‌موقع اسم این یورش را "جنگ با تروریسم" گذاشته بودند. پس از نه سال، وقتی باز آمریکا و متحدان‌اش -این‌بار با ظاهری متفاوت- در کشورهایی نظیر تونس، مصر، لیبی، سوریه (ادامه دارد) انقلاب و جنگ داخلی به‌راه انداختند و علناً نیروی نظامی پیاده کردند، همان‌ها که مخالف جنگ بودند به پشتیبانی از آن پرداختند، زیرا نام این یورش دموکراتیک‌ساز، به "به‌زیرکشیدن دیکتاتور" تغییر کرده بود.

خوب که دقت کنیم ، می‌بینیم که گردانندگان صحنه‌ی جنگ هیچ تغییری نکرده‌اند. همان‌ها که در جنگ عراق بودند، امروز نیز -البته زیر نامی دیگر- در لیبی حضور دارند. این نشانگر واقعیتی کلیدی است: این سلسله عملیات، بر پایه‌ی هدفی یگانه توسط تیمی یگانه طرح‌ریزی و اجرا شده است.

این هنر گردانندگان جهان است که ایرادهای کار خود را در مسیر تاریخ، شناسایی و رفع می‌کنند. گردانندگان جهان، مسلح به پراگماتیسم، نیک می‌دانند که عامه‌ی مردم، به بازکردن پوسته‌ی حوادث علاقه‌ای ندارند و ساده می‌شود ذهن‌شان را توسط "رسانه‌ی مسلط" ساخت و به‌کار گرفت.

جهان امروز هم مثل جهان دیروز، تابع مد است. روزگاری جنگ چریکی مد بود و امروز "دموکراسی‌خواهی"!  روزگاری فلسفه‌ی "خوش‌باشی" و هیپی‌ایسم طالب داشت و امروز، "امنیت ملی" و جنگ با برهم‌زنندگان آن. امروز نیز -مثل هر روز- هیجان کارسازتر است تا تحلیل منطقی به‌دور از هیاهو. هیجان خوراک روان آدمی‌ست و به دل لذت می‌دهد؛ کار فکری و تامل موشکافانه اما طاقت‌فرساست و حوصله‌سربر. از آن گذشته، انسان امروز -از نوع غربی‌اش تا دورترین نقطه‌ی شرق- این‌قدر در زندگی غرق است و گرفتار، که سعی می‌کند به دم‌ دست‌ترین راه حل چنگ بزند. همین واقعیت رمز موفقیت رسانه‌ی مسلط و ارباب آن است که باب روز تولید و توزیع می‌کنند.

برای کسانی که  خود را در قبال زندگی خویش و آیندگان مسئول می‌دانند، تحقیق کافی و تامل مضاعف در رخدادهای روز اجتناب‌ناپذیر است. این یک وظیفه‌ی عمومی‌ است با هر تعلق خاطر و دیدگاه سیاسی‌ای که داریم. اینترنت خانه‌ی دگراندیشی‌ است. از آن، بایستی آن‌طور که شایسته است بهره گرفت و فکر را ورزش داد تا نتوانند به‌سادگی بر موج‌های خودساخته سوارمان کنند.

۲ نظر:

رشید دمهری گفت...

سلام مجید

الآن با وبلاگ شما آشنا و نوشته پر ارزش ( جهان سرگردان بر مدار تکرار! ) را خواندم . اگر وقت داری و در همین رابطه میتوانی نوشته ای که هشت ماه پیش تحت عنوان ( در دنیا چه میگذرد ؟ )را ملاحظه و با رویدادهای کنوی و آینده مقایسه بفرمائید .

آدرس نوشته http://iran-asha.blogfa.com/post-119.aspx

با تشکر
رشید دمهری

مجید زهری گفت...

آقای دمهری ارجمند!
یادداشت پرمغز شما را خواندم و استفاده کردم. در همین رابطه‌ و از دیگر زوایا، یادداشت‌هایی در همین صفحه موجود است که برای تبادل آرا مفید هستند.
به هر حال، خوشحالم از آشنایی‌تان و شکی نیست که از کارهای قلمی شما بسیار می‌شود آموخت.

موفق باشید.