همه از قرارداد ۱۹۱۹ معروف به قرارداد وثوقالدوله حرف میزنند، اما گمان میکنم کمتر کسی متن آن را خوانده باشد! من خود از بسیاری مدعیان تاریخدانی در بارهی آن پرسش کردهام، اما چیزی جز کلیگوییهای بیسند تحویل نگرفتهام! به قول کسروی (در مدافعاتش از سرپاس مختاری و پزشک احمدی)، بدبختی ما ملت این است که دربست عقلمان را به شایعات فروختهایم و در هر چیزی، رد پای توطئه میبینیم (نقل به مضمون).
من واقعا ماندهام این چه وحشت غریبی است که ما مردم از کار اصولی و کشف حقیقت داریم؟ چرا ارجاع ما نه به منابع اصلی، که اغلب به تصورات و تخیلات دیگران است؟ چه اصراری داریم که زود پروندهی هر چیزی را ببندیم و کار را یکطرفه و مختومه اعلام کنیم؟ ما به جای بازسازی واقعیت از روی اسناد موجود، هر چه به روحیه و احساساتمان نزدیکتر باشد را بلافاصله میپذیریم و نامش را هم میگذاریم تحقیق تاریخی! همین است که ذهن وسیع و چندبعدی همچنان جایش در میان ملتی که به یکسویهاندیشی عادت کرده خالی است.
من داشتم دفاعیات کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی را میخواندم، واقعا در حیرت شدم از شجاعت و روحیهی عدالتجوی این مرد. در تمام این سالها، بهجای باریکشدن در تحقیق جنایی کسروی که منشا نورتاباندن به رخداد است، به شایعاتی دل بسته بودیم که با روحیهی مغلوب و انتقامجوی ما همخوانی داشت. مردمی با این روحیه، محکوماند که چون جزایری سرگردان، در تنهایی خود دستوپا بزنند و روی آبادی و رفاه نبینند.
من واقعا ماندهام این چه وحشت غریبی است که ما مردم از کار اصولی و کشف حقیقت داریم؟ چرا ارجاع ما نه به منابع اصلی، که اغلب به تصورات و تخیلات دیگران است؟ چه اصراری داریم که زود پروندهی هر چیزی را ببندیم و کار را یکطرفه و مختومه اعلام کنیم؟ ما به جای بازسازی واقعیت از روی اسناد موجود، هر چه به روحیه و احساساتمان نزدیکتر باشد را بلافاصله میپذیریم و نامش را هم میگذاریم تحقیق تاریخی! همین است که ذهن وسیع و چندبعدی همچنان جایش در میان ملتی که به یکسویهاندیشی عادت کرده خالی است.
من داشتم دفاعیات کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی را میخواندم، واقعا در حیرت شدم از شجاعت و روحیهی عدالتجوی این مرد. در تمام این سالها، بهجای باریکشدن در تحقیق جنایی کسروی که منشا نورتاباندن به رخداد است، به شایعاتی دل بسته بودیم که با روحیهی مغلوب و انتقامجوی ما همخوانی داشت. مردمی با این روحیه، محکوماند که چون جزایری سرگردان، در تنهایی خود دستوپا بزنند و روی آبادی و رفاه نبینند.
۴ نظر:
آقای زهری با کمال احترام لطفا اگر در این خصوص منابع قابل ارجاعی روی اینترنت هست معرفی کرده یا لینک بدهید. متشکرم
سلام.نميدانم دليلش همين هست و يا خيلی چيز های ديگر.ولی به هر حال بايد عيبی داشته باشيم که هميشه در حال دست و پا زدن هستيم و هنوز به جايی نرسيدهايم
آقای کریمی!
پیشنویس قرارداد به اضافهی توضیحات مفید پیرامونی را میتوانید در کتاب دولت و جامعه در ایران نوشتهی همایون کاتوزیان مطالعه بفرمایید.
آنچه از دل بر آید ، بر دل نشیند!
آقا واقعا زدی تو خال
به نظرم جامعه ایران اول باید ایرادات خودش رو بشناسه، رفع کنه اونها رو و بعد از این مرحله ، امکان نداره که با حاکمین ظالم سواری بده...
ارسال یک نظر