شنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۹۱

رقابت با خود یا با دیگران؟

در مدرسه به دانش‌آموزان می‌آموزند که بایستی شاگرد اول کلاس را سرمشق خود قرار دهند و برای "بهترشدن" با هم شدیداً رقابت کنند! قبل از آن اما حس رقابت از خانواده شروع می‌شود، موقعی که والدین یکی از بچه‌ها را به رخ خواهر-برادرها می‌کشند یا "موفقیت" بچه‌ی همسایه را چون پتکی بر سر کودک خود فرود می‌آورند. "چشم‌ و هم چشمی" به‌واقع ترجمه‌ی رقابتی است که از کودکی روان انسان را تسخیر می‌کند و تا کار او به آخر بکشد، همراه اوست.

فرآورده‌ی سیستم تربیتی سرکوب و سرکوفت، برانگیختن حس حسادت و علم‌کردن الگویی بس حقیر برای افراد و کشتن روحیه‌ی اوج‌گیری و تعالی در انسان است‌. بدتر از آن، چنان احساس حقارتی به روان انسان تزریق می‌کند که همه‌گاه فکر کند "او کم‌تر از دیگری‌ست" و "به‌ اندازه‌ی کافی خوب نیست". فردی که مدام در رقابت با دیگران است، گرفتار چنین روحیه‌ای است.

ما در زندگی تنها بایستی با توانایی‌های خود رقابت کنیم نه چیز دیگر. این تنها راه رشد همراه با رضایت است. وقتی یک قهرمان ورزشی رکورد جهان را می‌شکند، با دیگران رقابت کرده است اما وقتی رکورد خودش را می‌شکند، او با قابلیت‌های خود رقابت کرده است. رشد بی‌مرز یعنی همین.

در دنیای اقتصاد، وقتی تمام مدت در فکر بیرون‌کردن "حریف" از صحنه‌ی رقابت باشیم، با محبوس‌کردن افکار خود در چارچوبی تنگ، روان خود را از طعم شیرین آزادی محروم کرده‌ایم. حریف پشت حریف می‌آید و ما همچنان اسیر فرسایش جنگ‌ایم! ما بایستی از آن‌چه داریم خشنود باشیم، ولی بکوشیم که آن‌را بهتر کنیم. ما بایستی از پیشرفت دیگران شاد بشویم تا خود پیشرفت کنیم. ساعت ذهن را از ویرانگری، بایستی روی ساخت دنیایی بهتر کوک کرد. به‌جای سنگ‌اندازی جلوی پای دیگران، جاده را باید صاف کرد؛ میراث ما همان مسیر همواری است که دیگران نیز بتوانند از آن گذر کنند؛ بایستی از خود چنین میراثی به‌جا گذاشت. به‌جای مسموم‌کردن فضا،‌ بایستی زمین را حاصلخیز کرد و شکوفا شد و بار داد. به‌جای تحقیر، تشویق باید کرد. این یعنی پیشرفت در عرصه‌ی اقتصاد و دیگر عرصه‌ها.

پس‌نوشت:
چنانچه این یادداشت را مفید یافتید، آن‌را برای دوستان خود بفرستید تا آن‌ها هم استفاده کنند. این وبلاگ را به اعضای خانواده و دوستان و همکاران خود معرفی کنید.

 


۲ نظر:

khodam گفت...

چند ساله به وبلاگتون سر میزنم اما نوشته های اخیرتون مخصوصا " برای خودمان کار می کنیم " و " رابطه جبری یا اختیاری" و همین نوشنه انگار اصلا نوشته شدن که معیاری به دست من بدن و کمکم کنن برای تصمیم گیری های این روزهام :)

Majid Zohari گفت...

انسانی که روی خودش کار می‌کند، در زندگی چندبار متولد می‌شود و همزبانان جدیدی می‌یابد.
خوشحالم که مطالب اخیر تاثیر مثبتی روی‌تان داشته.